تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
او گردونه رانى نشسته ، كه داراى قامتى است بلند ، ولى پست‌تر از قامت كوروش . واقعا قامت كوروش بلند بوده يا بوسيلهء مصنوعى به اين نتيجه رسيده بود ، معلوم نيست . همين كه مردم كوروش را ديدند ، همه به خاك افتادند . بامر اين كار شد ، يا از حيرتى ، كه از اين شكوه و عظمت كوروش و سيماى خوش او بمردم دست داده بود ، معلوم نيست ، ولى بهرحال تا آن روز يكنفر پارسى در پيش كوروش به خاك نيفتاده بود . همين كه گردونه از قصر خارج شد ، چهار هزار نيزه‌دار نصفا نصف از دو طرف گردونه راه افتادند . از عقب آنها سيصد نفر برندهء عصاى سلطنتى ، با لباس‌هاى فاخر و پيكانى بدست ، سواره حركت كردند پس از آنها دويست رأس اسب زرّين دهنه را ، كه تنشان با جل‌هاى راه‌راه پوشيده بود ، مىكشيدند . اين‌ها اختصاص به اصطبل كوروش داشتند و از دنبال اسبان چهار هزار نفر نيزه‌دار ميآمد . پس از آنها قديمترين سواره نظام پارسى بعدّهء ده هزار نفر حركت ميكرد ، جبهه و عمق اين دسته صددرصد بود ( يعنى صد صف بسته بودند و هر صف داراى صد نفر سوار بود . م . ) و كرىسان‌تاس به اين قسمت فرمان ميداد ، پس از آن دستهء ديگر سواره نظام بعدّهء ده هزار نفر پارسى و بفرماندهى هيستاسپ ، بعد دستهء سوّم به همان عدّه برياست داتاماس « 1 » و دستهء چهارم برياست گاداتاس ، سپس سواران مادى ، ارامنه ، كادوسيان و سكاها ميآمدند . از عقب سواره نظام ، گردونه‌ها چهار به چهار ( يعنى هر صف عبارت از چهار گردونه بود ) برياست ارته‌باذ حركت ميكرد . وقتى كه كوروش به اين ترتيب ميرفت ، جمعيتى زياد از مردم ، پشت پرچين سربازان ، از دنبال دبدبه مىآمدند و مىخواستند عرايضى به كوروش بدهند . او بوسيلهء حاملين عصاى سلطنت ( آجودانها ) كه از هر طرف بعدّهء سه يا چهار نفر بودند ، به آنها پيغام داد ، كه عرايض را به ( هيپ‌پارك ) ها بدهند ( هيپ‌پارك فرماندهء دسته‌اى از سواره نظام بود معلوم است ، كه اين لفظ هم يونانى است . م . ) و آنها مضامين عرايض را به اطلاع او خواهند رسانيد . همين كه مردم اين
هامش
( 1 ) -Datamas( كزنفون اسم يكى از سرداران اردشير دوّم را در اينجا برده ) .