تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
كرده بود دشمن ميشد و محكوم له مىپنداشت ، كه حق داشته و نبايد مرهون كسى باشد . بنابراين در ميان دوستان درجه اوّل كوروش حسدى نسبت به يكديگر پديد ميآمد ، كه در جمهورىها ديده مىشود و اينها نه فقط نمىخواستند به يكديگر كمك كنند ، بلكه پيوسته درصدد بودند ، كه جاى يكديگر را بگيرند چنين بود وسايلى ، كه كوروش به كار ميبرد ، تا رجال دربارش او را از همكنانشان بيشتر دوست بدارند .

حركت كوروش از قصر خود

( كتاب 8 ، فصل 3 ) در اين فصل كزنفون توصيف مىكند ، كه چگونه كوروش از قصر خود در دفعه اوّل بيرون آمد . او دوستان خود را خواست و گفت : « ميخواهم بمعابد رفته مراسم قربانى را بجا آرم و اين كار بايد با طمطراق و تجملات فوق‌العاده بشود . فردا صبح در دربار حاضر شويد و موافق ترتيبى ، كه ( فرولاس ) « 1 » بشما خواهد گفت صف ببنديد » . بعد او لباسهاى مادى از رنگهاى مختلف ، يعنى ارغوانى ، سياه ، سرخ ، و پر رنگ بسرداران داد . يكى از حضار گفت « بس خودت كى مزيّن خواهى شد ؟ » او جواب داد : « زينت‌هاى شما براى زينت من كافى است . اگر بتوانم درباره شما نيكى كنم ، در هر لباس ، كه باشم مزيّن خواهم بود » . فرولاس شخصى بود از طبقهء سواد مردم ، كه ترتيب و قشنگى را دوست ميداشت و بعلاوه ، كوروش به هوش او متعقد بود . او فرولاس را خواسته گفت ، براى فردا ترتيبى بده ، كه منظرهء آن براى خيرخواهان من باشكوه و براى بدخواهانم مهيب باشد . پس از اينكه موافقت بين كوروش و او در باب تشريفات حاصل شد ، كوروش قباهائى به او داد ، كه بروساء ( دورىفور ) « 2 » ها بدهد ( كزنفون همه‌جا اصطلاحات يونانى استعمال كرده ، اين لفظ بمعنى نيزه‌دار است . م . ) و نظم و ترتيب حركت را بعهدهء او واگذارد . بعد كزنفون تشريفات حركت را چنين توصيف مىكند : روز ديگر قبل از طليعهء صبح همه براى حركت حاضر شدند : از دو طرف راه ، سربازان مانند پرچينى صف بسته بودند ، چنان كه حالا هم ، در موقع عبور شاه از جائى ، همين كار كنند و بجز اشخاص مهم به كسى اجازه نميدهند از
هامش
( 1 ) -Pheraulas .( 2 ) -Doryphores .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 424 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )