تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
صفوف گذشته بوسط راه آيد . ماستيگوفور « 1 » ها ( فراش‌ها ) مأمورند ، كسى را ، كه باعث بىنظمى مىشود ، بزنند . چهار هزار نفر نيزه‌دار ، نيمانيم ، از دو سمت در مقابل درب قصر ايستاده‌اند و عمق اين دسته چهار است ( يعنى چهار صف بسته‌اند ) تمام سواره نظام هم در اين‌جا جمع شده . سوارها پياده شده جلو اسبهايشان را گرفته‌اند و سربازان دست‌هايشان را در روپوش ( شنل ) پنهان كرده‌اند . اين ترتيب امروز هم ، وقتى كه در حضور شاه ايستاده‌اند ، رعايت مىشود . پارسيها در طرف راست راه ايستاده‌اند و متحدين در طرف چپ . عرابه‌ها هم نصف به نصف از دو سمت راه صف بسته . درب قصر باز شد . اوّل چهار گاو نر بيرون آوردند ، اينها را بايد براى زوس ( مقصود خداى بزرگ است ) و خدايان ديگر ، چنان كه مغها معين كرده‌اند ، قربان كنند . اين قاعده‌اى است نزد پارسيها ، كه بايد ، در اموريكه راجع بخدايان است ، موافق عقيدهء ، اشخاصيكه در اين كارها خبره‌اند ، رفتار كنند . بعد از گاوهاى نر اسبهائى را ، كه بايد براى آفتاب قربان كنند ، آوردند . سپس گردونهء سفيد زوس ، كه مال‌بندى از طلا داشت و با گل آراسته بود ، نمودار شد . پس از آن گردونهء سفيدى ، كه بآفتاب اختصاص داشت و نيز با گل‌ها آرايش يافته بود . بالاخره گردونهء سوّم ، كه اسبهاى آن جل‌هاى ارغوانى داشت ، پديدار گشت . از دنبال اين گردونه اشخاصى حركت ميكردند ، كه بدست مجمرهاى بزرگى پر از آتش داشتند . بعد خود كوروش بيرون آمد . او بر گردونه‌اى قرار گرفته بود و بر سر تيارى داشت نوك‌تيز ، ( كزنفون مانند اغلب مورّخين يونانى كلاه شاه را تيار ناميده ) « 2 » بر تن قبائى نيم ارغوانى و نيم سفيد ، كه اختصاص بشاه دارد و يك نيم شلوارى « 3 » كه رنگى تند داشت و ردائى از ارغوان . تيار او را افسرى احاطه دارد . اقرباى شاه هم اين زينت را ، كه امتيازى است ، دارا بودند ، چنان كه امروز هم اقرباى شاه همين زينت را استعمال ميكنند . دست‌هاى او از آستين‌ها بيرون آمده و پهلوى
هامش
( 1 ) -Mastigophores .( 2 ) -Tiare .( 3 ) - مقصود از نيم شلوارى شلوار كوتاه است ، كه اكنون آن را تنكه نامند .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 425 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )