تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
اسبهاى زياد از مغلوبين گرفته بمتحدين خود داد . بالاخره وقتى كه به بابل رسيد ، سواره نظام كثير العدّه داشت و نيز جمعيتى بيشمار ، كه از تيراندازان و فلاخن‌داران و غيره تركيب شده بود .

چگونگى نوشته‌هاى كزنفون

چنين است مضامين قسمتى از كتاب كزنفون ، كه مربوط باينزمان از تاريخ ايران مىباشد . از مقايسهء روايت او با روايت هرودوت معلوم است ، كه خطوط رئيسهء نوشته‌هاى او همان نوشته‌هاى هرودوت است : پيش‌دستى در حمله بايران از طرف كرزوس مىشود ، دو دفعه كوروش با پادشاه ليديّه مىجنگد ، بعد از عقب‌نشينى كرزوس ، كوروش به ليديّه حمله مىكند و براى اينكه از پشت سر خود ايمن باشد با دولت بابل عهدى ميبندد ، يعنى آن را از تشويش بيرون ميآورد . تسخير سارد هم تقريبا در زمينهء روايت هرودوت است ، سئوال كرزوس از غيب‌گوى معبد دلف ، رفتار كوروش با پادشاه ليدى ، ملاطفت نسبت به او ، غارت نكردن سارد و غيره و غيره نيز تقريبا در همان زمينه است ، منتها در روايت كزنفون اشاره‌اى هم به نيت كوروش در سوزانيدن كرزوس نشده است . مطيع شدن ولايات آسياى صغير ، يا دولتهاى كوچك آن ، هم تقريبا در زمينهء نوشته‌هاى هرودوت است اين كليات چندان تفاوتى با روايت هرودوت ندارد ، ولى در كيفيات تفاوتهاى زياد بين دو مورّخ يونانى است ، در اينجا سئوالى پيش ميايد : آيا اين كيفيات اصلا نبوده يا هرودوت آن را بسكوت گذرانيده . بعقيدهء مؤلف اين كيفيات را به دو قسمت بايد تقسيم كرد : قسمتى چيزهائى است ، كه كزنفون از مشاهدات خود در موقع بودن در جنگ كونّاكسا و عقب‌نشينى ده هزار نفر يونانى ديده يا شنيده و در اينجا ذكر كرده ، مثلا توصيفى كه از بيرق خانوادهء سلطنت و از عرابه‌هاى داس‌دار مىكند و اختراع اين عرابه را به كوروش نسبت ميدهد ، يا از احوال شاه ماد و ماديها ، عادت كردن آنها بزندگانى ملايم و تن‌آسانىشان صحبت ميدارد و در هر موقع آنها را با پارسيها ، كه بزندگانى ساده و بىآلايش عادت كرده‌اند ، مقايسه مىكند و نيز از ترتيباتى سخن رانده ميگويد : « امروز هم ( يعنى در زمان