تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
هيستاسپ ، يكى از سپاهيان پارس ، گفته‌هاى كوروش را تأييد كرد و ديگران نيز كف دست زنان آن را پذيرفتند .

كوروش سواره نظام تشكيل مىكند

( كتاب 4 ، فصل 3 ) بعض ماديها عرابه‌هائى را ، كه پر از ادوات و لوازم جنگ بود از دشمن گرفته به اردو آوردند و بعض ديگر گردونه‌هائى را ، كه پر از زنان وجيهه بود تصرّف كردند . كزنفون گويد : رسم آسيائيهاى امروز هم اينست ، كه ، چون بجنگ ميروند ، آنچه براى آنها گران‌بها است ، با خود بميدان جنگ مىبرند و ميگويند ، كه چنين ميكنند تا بهتر بجنگند . شايد چنين باشد و شايد زنان را براى عيش و عشرت با خود بجنگ مىبرند . كوروش ، چون ديد سواران مادى و گرگانى دشمن را تعقيب ميكنند و غنائمى برميگيرند ، و حال آنكه پارسيها بيكار ايستاده‌اند ، متأسف شد ، از اينكه پارسيها سواره نظام ندارند و صاحبمنصبان را جمع كرده گفت : « ما قادريم ، كه دشمن را در گيرودار جنگ شكست بدهيم ، ولى پس از آن نمىتوانيم او را تعقيب كرده غنائمى برگيريم . اين عيب را بايد رفع كرد ، تا چون امروز ما محتاج ديگران نباشيم » . كرىسان‌تاس پيشنهاد كوروش را تأييد كرد و مزاياى سوار را يك‌بيك شمرده گفت ، من هيپ‌پوسان‌تور « 1 » خواهم شد . پس از آن همه حاضر شدند سوارى را ياد گرفته هيپ‌پوسان‌تور گردند . كوروش گفت بايد قانونى ايجاد كرد به اين مضمون : « كسانى ، كه از من اسب ميگيرند ، بايد هميشه سواره حركت كنند ، ولو اينكه مسافت كم باشد » اين عادت پارسيها ، كه پياده راه نروند ، مگر وقتى كه مجبور باشند ، از همين زمان است .

آزاد كردن اسراء

( كتاب 4 ، فصل 4 ) بعد كوروش اسراى آسورى را خواسته به آنها گفت كه ، اگر اطاعت كنند و اسلحهء خود را بدهند ، كسى با آنها كارى نخواهد داشت ، هركس در خانه خود مانده به كارهاى خود ميپردازد ، ولى هرگاه بر خلاف اين حكم رفتار كنند ، بايد منتظر خصومت باشند ، ضمنا كوروش آنها را مأمور كرد ، كه اين مطلب را به ديگران هم برسانند . پس از آن
هامش
( 1 ) -Hippocentaure( حيوان افسانه‌اى است ، كه بعقيدهء يونانيها نصفش انسان و نصف ديگرش اسب بود ) .