تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
تا دشمن مدتى در اشتباه افتاده تصوّر كند ، كه گرگانىهاى خود او حركت ميكنند . بعد بسپاهيان خود گفت : « بايد حركت ما سريع باشد و از دشمن تا بتوانيم زياد بكشيم ، ولى غارت نكنيم ، زيرا يغما فاتح را خراب مىكند . اگر فاتح شديم ، زنان و ثروت و تمام مملكت از آن ما خواهد بود » . پس از آن قشون كوروش حركت كرد و ، چون بدشمنان نزديك شد ، آنها فهميدند ، كه وضع از چه قرار است و دوچار وحشت و اضطراب گرديدند : عدهء زيادى فرار كردند ، پادشاه كاپادوكيه و اعراب كشته شدند و تلفات زياد به آسوريها و اعراب وارد آمد . بعد كوروش امر كرد دور اردو را گرفته نگذارند كسى خارج شود و اعلام كرد ، كه اگر كسى اسلحهء خود را بسته تسليم كند ، در امان است و الّا معدوم خواهد شد . دشمنان اطاعت كردند و بعد مأمورى تمام اين اسلحه را آتش زد . پس از آن كوروش ديد ، كه سپاه او آذوقه ندارد ، اين بود ، كه ناظرين و مباشرين اردوى دشمن را خواسته اول به كسانى اجازه داد بنشينند ، كه آذوقهء دو ماه را داشتند ، بعد باشخاصى ، كه آذوقهء يك ماه را تهيه كرده بودند . پس از آن به آنها گفت : « اگر مىخواهيد با شما خوب رفتار كنم ، بايد دو مقابل آذوقه‌اى را ، كه براى دشمنان ما تدارك ميكرديد ، حاضر كنيد و بايد همه چيز لازم بحدّ وفور باشد » . بعد كوروش صاحبمنصبان را خواسته گفت : « الان ما ميتوانيم بسر ميزها نشسته غذا و مشروب زياد صرف كنيم ، ولى چون متحدين ما در تعقيب دشمن‌اند ، انصاف چنين اقتضا مىكند ، كه منتظر باشيم ، تا آنها برگردند و بىآنها دست به غذا نزنيم . ديگر اين نكته را درنظر داشته باشيد : « در ميان ما دشمنانى ، كه تسليم شده‌اند زيادند و ، اگر ما زياد بخوريم يا بياشاميم و در غفلت افتيم ، ممكن است ، كه اين‌ها فرار كنند و ما اين‌ها را لازم داريم . بس بايد بقدرى غذا بخوريد و بياشاميد ، كه مانع از بيدارى نباشد و عقل را زايل نكند » . راجع بتقسيم ثروت و غنائم نيز گفت : « بايد تأمّل كنيم ، تا رفقاى ما برگردند و آنها هم سهم خود را ببرند . راست است ، كه با اين ترتيب سهم ما كمتر خواهد شد ، ولى نفع آن بيشتر است ، چه بر اثر آن متحدين ما قلبا دوستان ما خواهند بود » .