تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
« آيا ميتوان بدشمن رسيد ، قبل از آنكه او خود را بقلاع رسانيده باشد ، زيرا آنها طورى از پيش ما فرار كردند ، كه گوئى خواب مىبينيم » . آنها جواب دادند : « بواسطه عرابه‌ها حركت دشمن كند است و ديگر ، چون ديشب نخوابيده‌اند ، امروز كم راه رفته اردو زده‌اند . بنابراين روز ديگر صبح زود به آنها ميرسيم » . كوروش از گرگانيها اطمينان خواست ، آنها وعده كردند گروى بدهند . بعد او به گرگانيها دست داد و آنها را مانند مردم دوست پذيرفت ، بىاينكه تفاوتى بين آنها و ماديها و پارسيها گذارد ، چنان كه امروز هم گرگانيها مانند ماديها و پارسيها بمشاغل مهم معين مىشوند . پس از آنكه لوازم سفر مهيا شد ، كوروش به گرگانيها گفت : « در رأس سپاه حركت كنيد و ، چون مىگوئيد ، كه سوارهاى گرگانى در عقب قشون دشمن حركت ميكنند ، همين‌كه رسيديم ، آنها را بما نشان دهيد ، تا آزارى به آنها نرسانيم » . گرگانيها گفتند : « پس چرا منتظر ورود گروىها نشدى ؟ » كوروش جواب داد : « شجاعت ما وثيقه است ، اگر شما راست مىگوئيد پاداش خواهيد ديد و اگر خيانت كرديد ، كه بفضل خداوند سرنوشت شما بدست ما خواهد بود » . گرگانيها مشعوف شده به راه افتادند ، بىاينكه بيمى از ليديها يا آسورىها داشته باشند . تمامى حواسشان به اين امر مصروف بود ، كه كوروش تصوّر نكند حضور آنها با غيبتشان تقريبا يكى است . شب در رسيد و همه ديدند ، كه نور درخشانى از آسمان نازل شد ، كوروش و اردوى او را روشن كرد . پس از چندى قشون كوروش بقدرى پيش رفت ، كه اردوى گرگانيها را ديد و گرگانىهاى كوروش كس نزد آنها فرستاده گفتند ، كه سپاهيان مزبور دست راست خودشان را بلند كرده هرچه زودتر به قشون كوروش ملحق شوند . كوروش هم پيغام داد ، كه هرطور شما با ما رفتار كنيد ، ما هم با شما چنان رفتار خواهيم كرد . گرگانيها چون اين پيغام بشنيدند ، سوار شده به طرف كوروش آمدند ، در حالى كه دست راستشان بلند بود . در قشون كوروش نيز ماديها و پارسىها دست راستشان را بلند كردند . گرگانىها گفتند ، كه قسمت عمدهء قشون در يكفرسخى است و پس از آن كوروش مصمم شد ، كه مهلت بدشمن نداده ناگهان بر او بتازد . با اين مقصود گرگانيها را به صفوف اوّل گماشت ،