تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
اين هنگام خبر رسيد ، كه دشمن بفاصلهء ده روز راه است و كوروش به كياكسار گفت ، كه بايد زودتر خود را بدشمن رسانيده حمله كرد ، تا خصم ببيند ، كه ما نمىترسيم . پس از آن لشكر ماد و پارس با سرعت راه مىپيمودند و شب آتش روشن نمىكردند يا ، اگر ميكردند ، آتش فقط در جلو اردو بود ، كه اگر دشمن ناگهان حمله كند ، ديده شود ، بىاينكه او ماديها و پارسىها را ببيند . وقتى كه دو سپاه به يكديگر نزديك شدند ، آسوريها دور اردوى خود خندقهائى كندند . كزنفون گويد : « بربرها ( غير يونانيها ) عادت دارند دور اردوى خودشان خندق بكنند ، زيرا ، چون شب‌ها سواره نظام پراكنده است ، اگر دشمن ناگهان حمله كند ، سوارها نمىتوانند فورا حاضر جنگ شوند ، امّا با بودن خندق‌ها مختارند جنگ بكنند يا نكنند » . وقتى كه طرفين بمسافت يك فرسخ از يكديگر رسيدند ، پادشاه آسور ، كرزوس و ساير سرداران بقشون خود استراحت دادند و از سنگرها بيرون نيامدند . بعد كياكسار صاحب منصبان را جمع كرده به آنها گفت : « خوب است ، ما به همين وضع ، كه صفوف خودمان را آراسته‌ايم ، حمله بسنگرهاى دشمن بريم ، تا دشمن بداند ، كه ما خواهان جنگيم و ، اگر هم سنگرها را نگرفتيم ، دشمن از حملات ما باز مرعوب خواهد شد » . كوروش اين رأى را نپسنديد و گفت : « اگر موفق نشويم و برگرديم ، به عكس بر جرئت و جلادت آنها خواهد افزود و ديگر اينكه عدّهء قليل ما را خواهند ديد و جرىتر خواهند شد ، ما بايد وقتى حمله كنيم ، كه دشمن از سنگرهاى خود بيرون آمده باشد » . روز ديگر كوروش تاج گلى بر سر نهاد ، بهم‌تيم‌ها هم فرمود ، كه چنين كنند و بعد از اجراى مراسم قربانى آنها را باداى تكليف ترغيب و تشويق كرد . پادشاه آسور نيز قشون خود را بشجاعت و دلاورى ترغيب و تشجيع كرده گفت : « اگر فاتح شويد ، اموال و ثروت دشمن از آن شما است ، چنان كه در سابق بود ، و الا هرچه داريد از دست خواهيد داد . نجات هم در مردانگى است ، زيرا مغلوب هيچگاه نجات نمىيابد و ، اگر مال را دوست داريد ، باز بايد دلير باشيد ، چه مال مغلوب مال فاتح است » . در اينوقت كياكسار كس نزد كوروش فرستاده گفت « چون عدّهء سپاهيان دشمن ،