تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
در اين‌جاها بسازد ، تا كلدانيها نتوانند باين‌جاها براى غارت بيايند . با اين مقصود قشون پارس و ماد را احضار كرده نقشهء خود را به آنها گفت و بعد با آنها و سپاه ارامنه به يك بلندى ، كه ديده‌بانان كلدانى آن را اشغال كرده بودند ، حمله كرد . در ابتداء ارامنه از حملهء كلدانيها عقب نشستند ، ولى بعد ، كه كلدانيها بقشون كوروش برخوردند ، شكست خورده فرار كردند و بلندى بدست كوروش افتاد . او فورا از پادشاه ارمنستان عدهء زيادى بناء و نجار و صنعتگر ديگر خواسته ، امر كرد قلعه‌اى در اين مكان بسازند . پادشاه فورا آمد و گفت اين كار ، كه تو ميكنى حيرت‌انگيز است ، زيرا كلدانيها همواره با ما در جنگ بودند و اموال ما را غارت ميكردند ، قرضى كه تو به من داشتى كاملا ادا شد و حتى ما هيچوقت از عهدهء شكر اين اقدام برنخواهيم آمد . در اين وقت چند نفر اسير كلدانى آوردند . كوروش امر كرد زنجير آنها را بردارند و مجروحين را مداوا كنند . بعد رو به اسرا كرده گفت : « ما نمىخواهيم با شما جنگ كنيم ، شما ، كه همواره اين مملكت را غارت ميكنيد ، حالا ببينيد در چه احوالى هستيد . اجازه مىدهم ، كه برگرديد و شور كنيد ، اگر تصميم به جنگ كرديد ، با اسلحه بيائيد و اگر خواستيد از در اصلاح درآئيد ، بىاسلحه ، اگر دوستان ما شديد ، البته من مصالح شما را هم درنظر خواهم گرفت » . كلدانيها برگشته گفتند ، كه خواهان صلح‌اند . كوروش پرسيد « آيا مقصودتان از صلح غير از امنيت چيز ديگرى نيز هست ؟ » آنها جواب دادند ، كه ما فقيريم ، زيرا زمين براى زراعت نداريم . كوروش گفت : « اگر پادشاه ارمنستان بشما اجازه بدهد ، قسمتى را از اراضى آباد كنيد ، ماليات ميدهيد ؟ » گفتند « البته » - بعد او گفت : « اگر ارامنه در چراگاههاى شما حشم بچرانند و بشما ماليات بدهند ، قبول مىكنيد ؟ » گفتند « بىشك » . پس از آن كوروش همان سؤالات را از پادشاه ارمنستان كرد ، او هم جواب مساعد داد و گفت : « عايدى من بىترديد زياد خواهد شد » در نتيجه ، عهدى ارامنه با كلدانيها بستند ، كه تا حال پاينده است و هر دو مردم باهم بفلاحت ميپردازند و خصومت با يكديگر ندارند . در باب كوه ، كوروش در ابتداء ميخواست ، كه سپاه كوچكى مركب از دو مردم مزبور آن