تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
به خود بسته‌اى و فوايدى بىشمار از اطاعت و حق‌شناسى او به تو خواهد رسيد » . كوروش رو به پادشاه ارمنستان كرده گفت : « اگر به حرفهاى پسرت گوش بدهم ، چقدر قشون و چه مبلغ پول براى جنگى ، كه با آسوريها در پيش داريم ، خواهى داد ؟ » او جواب داد : « ارمنستان مىتواند هشت هزار سوار و چهل هزار پياده بدهد و ثروت من با آن‌چه از پدرم به من رسيده بسه هزار تالان نقره بالغ است ( تقريبا سه ميليون و ششصد هزار تومان « 1 » ) كوروش قبول كرد ، كه پادشاه ارمنستان از جهة جنگى ، كه با كلدانيها دارد نصف اين قشون را نگاهدارد و نصف ديگر را بكمك كياكسار بفرستد ( بايد درنظر داشت ، كه مقصود كزنفون از كلدانيها مردم خالد است ، كه از بومىهاى ارمنستان قبل از رفتن ارامنه بدانجا بودند ) راجع به پول هم گفت : « باج را ، كه پنجاه تالان بود به صد تالان ميرسانم و صد تالان ديگر من از تو قرض ميخواهم ، اگر عنايت خدا با من بود ، در ازاى اين همراهى تلافى خواهم كرد يا عين پول را رد ميكنم » پادشاه گفت : « اين چه حرفى است ، كه ميزنى ، آن‌چه را هم ، كه تو به من ميدهى مال خودت است » . بعد كوروش پرسيد « در ازاى اينكه زنت را پس مىدهم ، چه ميدهى ؟ » . پادشاه ارمنستان جواب داد « هرچه دارم » - « براى اولادت چه ميدهى ؟ » - « باز هرچه دادم » - « در اين صورت تو دو مقابل دارائىات را به من مقروضى » . بعد كوروش رو به تيگران كرده پرسيد « تو در ازاى رد كردن زنت چه ميدهى ؟ » چون تيگران تازه عروسى كرده و عاشق زنش بود جوابداد « من خود را مىفروشم ، تا زنم برده نشود » كوروش گفت : « برگير زنت را ، من او را اسير نمىدانم ، زيرا تو هيچگاه طرف ما را رها نكرده‌اى » . بعد رو به پادشاه ارمنستان كرده گفت : « تو هم زن و اولادت را برگير ، من در ازاى آنها پول نميخواهم ، آنها بوسيلهء تو خواهند دانست ، كه آزاديشان هيچگاه سلب نشده است ، حالا برويم شام بخوريم و بعد بهرجا ، كه خواهيد برويد » . بعد از شام كوروش به تيگران گفت : « شخصيكه ، آنقدر مورد احترام تو بود ، كجا است ؟ » ( مقصود كزنفون سوفسطائى مذكور است ) .
هامش
( 1 ) - قبل از شكستن نقره ، كه اخيرا روي داد .