تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
وقتى كه پيغام كوروش به پادشاه ارمنستان رسيد ، متوحّش شد ، زيرا واقعا باج خود را نپرداخته و قشون نفرستاده بود . وحشت او نيز از اين حيث بود ، كه پاى تخت خود را محكم ميكرد ، بنابراين او بهر طرف مأمور فرستاده درصدد جمع‌آورى لشكر شد و بىدرنگ ساباريس « 1 » پسر جوان ، زن ، عروس و دختران خود را ، با اثاثيه و جواهراتى ، كه داشت ، بدرون كوهستانها فرستاد و مستحفظين زياد براى حفاظت آنها برگماشت .

انقياد ارمنستان

( كتاب 3 ، فصل 1 ) بعد پادشاه ارمنستان كس فرستاد ، تا بفهمد كه كوروش چه مىكند و به زودى خبر آوردند ، كه كوروش شخصا ميآيد . بر اثر اين خبر او فرار كرده بكوهستان رفت و ارامنه ، چون اين خبر بشنيدند ، بفكر نجات دادن اموال خود افتادند . كوروش به آنها اعلام كرد كه ، اگر بمانند ، كسى با آنها كارى ندارد ، ولى هرگاه فرار كرده دستگير شوند ، با آنها چنان رفتار خواهد شد ، كه با دشمن ميكنند . پس از انتشار اين خبر عدّه زيادى از ارامنه ماندند و فقط بعضى با پادشاه ارمنستان فرار كردند . در اين احوال مستحفظينى ، كه همراه خانوادهء پادشاه حركت ميكردند ، در كوهستان بواسطهء قشون كوروش محاصره شدند و پسر جوان ، زنان ، دختران پادشاه با اموال او بدست سپاهيان كوروش افتادند . پادشاه چاره را در اين ديد ، كه بيك بلندى پناه برد و كوروش ، كه مواظب حركات او بود ، وى را محاصره كرد . بعد كوروش كس فرستاد به كرىسان‌تاس بگويد : پاسبانان كوه را بگذار ، زود نزد من آى و رسولى نزد ارمنى فرستاده پيغام داد : « چرا بالاى بلندى نشسته حاضر شده‌اى با گرسنگى و تشنگى مجادله كنى ، آيا بهتر نيست ، كه پائين آئى تا جنگ كنيم » . پادشاه ارمنستان جواب داد : « من نه با گرسنگى و تشنگى ميخواهم ستيزه كنم و نه با تو » . كوروش دوباره پيغام داد : « پس براى چه بالاى بلندى نشسته‌اى ؟ » - « از اين جهت كه نميدانم ، چه كنم » - « ترديد مكن و فرود آى ، تا خود را تبرئه كنى » - « كى قاضى اين محاكمه خواهد بود ؟ » - « آن كس ، كه خدا او را حاكم تو قرار داده » . پس از
هامش
( 1 ) -Sabaris .