تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦

ششم - نوشته‌هاى كزنفون راجع بفتوحات كوروش

پس از آنكه نوشته‌هاى هرودوت و غيره راجع بفتوحات كوروش در آسياى صغير ذكر شد ، مقتضى است مضامين نوشته‌هاى كزنفون هم در باب كارهاى اين شاه ، چنان كه نويسندهء مزبور در سيروپدى شرح داده ، ذكر شود . او در جزئياتى داخل شده ، كه ديگران ننوشته‌اند و ، اگر تمامى اين كيفيات را نتوان وقايع تاريخى دانست ، اين هم معلوم است ، كه تمامى نوشته‌هاى كزنفون را هم نميتوان نتيجهء تخيّلات او دربارهء كوروش بشمار آورد ، زيرا اولا نوشته‌هاى نويسندهء مزبور ، راجع بوقايع مهمى مانند قشون‌كشى به ليديّه ، تسخير سارد ، محاصرهء بابل و تسخير آن ، اساسا با نوشته‌هاى هرودوت مخالفت ندارد . ثانيا كزنفون ، راجع بترتيبات و تشكيلاتى كه كوروش داده ، در موارد زياد گويد ، كه اين ترتيبات را اكنونهم شاه يا شاهان حفظ كرده مجرى ميدارند ، بنابراين ، اگر در باب اسامى بعض اشخاص و مردمان و نيز راجع بكيفيّاتى ، در صحت نوشته‌هاى او ترديد داشته باشيم ، جاى ترديد نيست ، كه ترتيبات و تشكيلات را كزنفون ، موافق آنچه ، كه در موقع بودن خود در مستملكات ايران ، در آخر قرن پنجم ق . م ، مشاهده كرده ، نوشته و ، اگر هم با ترتيبات زمان كوروش صدق نكند ، لااقل به زمان اردشير دوّم هخامنشى مربوط بوده بطور كلى اوضاع آنزمانرا مينمايد . گذشته از اين ملاحظات ، راجع ببعض وقايع ، مثلا تسخير ارمنستان در زمان كوروش ، هرودوت و كتزياس هيچگونه اطلاعاتى نميدهند . بنابراين ، از مورّخين يونانى ، كه به زمان كوروش بالنسبه نزديك بودند ، يگانه منبع اطلاعات ما نسبت باينگونه وقايع همانا نوشته‌هاى كزنفون است . بهرحال نوشته‌هاى او را نميتوان كنار گذارد و اين است مضامين آن :

كياكسار كوروش را بكمك ميطلبد

مورّخ مذكور حكايت خود را دنبال كرده چنين گويد ( كتاب 1 ، فصل 5 ) : همين‌كه كياكسار از اتحاد آسور « 1 » ، ليديّه و غيره بر ضد ماد آگاه شد ، بقدريكه ميتوانست ، بتداركات جنگ پرداخت و كبوجيه ( كامبيز ) پادشاه پارس را ، بكمك طلبيد . در همين وقت
هامش
( 1 ) - مقصود از آسور بابل است .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 296 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )