تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
بمراتب سخت‌تر از جنگ با اشخاص است ، مثلا تو ، كه حالا با اين قشون حركت ميكنى ، آيا لوازم آن را دارى ؟ اگر ندارى سردارى تو هيچ و پوچ است » . كوروش - « كياكسار وعده كرده ، تمام لوازم را بدهد » . - « پس تو بثروت او اميدوارى ؟ » - « نه ، من اطلاعى در اين باب ندارم » . - « پس تو به چيزى كه نميدانى اميدوارى ، تو حالا هزار گونه خرج خواهى داشت ، زيرا هزار چيز براى تو لازم خواهد شد . آيا كياكسار بعهد خود وفا خواهد كرد ؟ و ، اگر نكرد ، چه خواهى كرد ؟ بىوسائل پيشرفت محال است » . - « پدر ، اگر وسيله‌اى دارم بگو » . - « تو ميگوئى ، اگر وسيله‌اى هست ، بگويم ؟ وسيله ، اگر در دست كسى ، كه لشكرى در اختيار خود دارد ، نباشد ، بس در دست كى است ؟ تو از اين‌جا با پياده نظامى ميروى ، كه بهترين پياده نظام عالم است ، سواره نظام ماد ، كه خيلى قوى است ، متحد تو خواهد بود . در اين صورت ، كدام مردم حول‌وحوش نخواهد خواست ، به تو كمك كند ، از اين جهة ، كه تو را از خود راضى نگاهدارد يا از ضرر تو مصون بماند ؟ بس لازم است با كياكسار مشورت كنى ، كه همه چيز لازم را تدارك كند و وسائل مطمئن داشته باشى . اين نكته را مخصوصا درنظر گير . بايد پيش از آنكه احتياج را حس كنى ، رفع آن را در اختيار خود بينى . بفكر قحطى بايد در موقع فراوانى بود ، زيرا هر قدر تو بىنيازتر بنمائى ، بيشتر به تو خواهند داد و حرف تو وقتى مؤثرتر است كه بتوانى به آن عمل كنى » . بعد پدر كوروش صحبت از فنون جنگى داشت و چنين گفت : « سپاه‌آرائى و سوق‌الجيش به كار نميآيد ، اگر لوازم قشون مهيا نباشد » . پس از آن از اطاعت سپاهيان ، خدعه‌هاى جنگى ، حفظ الصحه قشون حرف زد و يكايك نكات را به كوروش تذكر داد . در باب حفظ الصحه كوروش گفت ، كه اطبائى در قشون دارد . كبوجيه جواب داد : « بسيار خوب ، ولى اطبا برفوگرها شبيه‌اند ، كه لباس پاره را اصلاح ميكنند . آيا بهتر نيست ، كه اصلا نگذارى سرباز ناخوش شود ، براى اين مقصود بايد اردو را در جاهاى سالم زد . جاهاى سالم را در خود محل بهتر ميدانند و از رنگ و روى اهل محل معلوم است ، كه كجا سالم است و كجا مضر . ديگر اينكه براى سالم بودن بايد ورزش كرد » . كوروش - « خودم چنين ميكنم » . كبوجيه - « بايد در فكر ديگران هم بود ، قشون را نبايد بيكار