تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
دريانوردى ميكرد . سابقا پادشاهى تارتس « 1 » نام آنها را دعوت كرده بود ، بمملكت او رفته متوطن شوند و خود را از قيد كرزوس خلاص كنند . آنها به اين امر راضى نشده ، ولى پولى از پادشاه مزبور گرفته برج و باروى شهر خود را محكم كرده بودند ، هارپاگ با آنها از در مسالمت درآمده گفت « اگر تسليم شويد ، به همين اكتفا خواهم كرد ، كه براى علامت تسليم يك دندانهء برج را خراب كنيد و يك خانه در شهر به من واگذاريد » . باوجوداين اهالى فوسه حاضر نشدند ، آزادى خود را از دست دهند ، ولى چنين وانمودند ، كه راضى هستند و فقط مهلتى براى مشورت ميخواهند . هارپاگ راضى شد ، كه مهلت بدهد . بعد خواستند ، كه سپاه پارسى از ديوارهاى شهر عقب بنشيند . هارپاگ گفت ، چنين كنم ، اگرچه ميدانم ، كه نيت خوبى نداريد و سپاه پارس عقب نشست . پس از آن اهالى فوسه ، در مدّت مهلت ، زنان و اطفال خود را با اموالى ، كه ممكن بود با خود ببرند ، برداشته و بكشتىهاى خود نشسته به طرف جزيرهء خيوس رفتند . وقتى كه هارپاگ وارد فوسه شد ، شهرى يافت ، كه خالى از سكنه بود . اهالى خيوس مهاجرين را بد پذيرفتند و به آنها مسكن و مأوا ندادند . اين بود ، كه اهالى فوسه تصميم كردند به كرس « 2 » رفته در آنجا متوطن شوند و خواستند ، قبل از اقدام به اين مهاجرت دور و دراز ، انتقامى از ايرانيها بكشند . با اين مقصود به فوسه برگشته و عده‌اى از ساخلو پارسى را كشته روانهء مقصد شدند . بر اثر اين اقدام نيمى از اهالى فوسه ، پس از آن ، كه وطن خود را ديد ، ديگر نخواست بمهاجرت تن در دهد ، بنابراين عهد و پيمان خود را شكسته باطاعت پارس درآمد و هارپاگ ، با وجود اينكه عده‌اى از ساخلو ايرانى را كشته بودند ، نسبت به آنان مهربانى كرده شهر را به آنها واگذارد . نصف ديگر به آلاليا « 3 » كه در كرس بود رفت و ، چون براه‌زنى در دريا پرداخت ، دولت قرطاجنه با آنها طرف شده عده‌اى زياد از آنها بكشت و باقى مانده از جائى به جائى رفتند ، تا به محل وليا « 4 » در خليج پوليكاسترو « 5 » رسيده در آنجا سكنى گزيدند . بعد از فوسىها ، هارپاگ به تيان‌ها « 6 » يعنى اهالى تئوس پرداخت . اهالى آن به آبدر رفتند و شهر بتصرّف سردار مزبور
هامش
( 1 ) -Tartesse .( 2 ) -Corse .( 3 ) -Alalia .( 4 ) -Velia .( 5 ) -Policastro .( 6 ) -Theiens .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 294 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )