تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
مهيج نشدند و بالاخره با خون‌سردى جواب دادند ، كه كسى را خواهند فرستاد ، در محل تحقيقاتى كند ، تا بدانند چه حوادثى روى داده . حق هم داشتند ، چنين جوابى بدهند ، زيرا از چند ماه قبل اخبارى مىشنيدند و نميدانستند ، پارس چه مملكتى است و پارسى چگونه مخلوقى . پس از آن نمايندگانى معين كردند كه ، نزد كوروش برود . با اين مقصود يك كشتى اسپارتى پنجاه پاروئى عازم فوسه شد و در آنجا نمايندگان اسپارت لاكرينس « 1 » نامى را انتخاب كرده به سارد نزد كوروش فرستادند . او بشاه گفت : « برحذر باشيد از اينكه مستعمرات يونانى را آزار كنيد ، چه اسپارت چنين رفتاريرا تحمل نخواهد كرد » . كوروش ، چون از اسپارت همانقدر اطلاع داشت ، كه اسپارتىها از پارس و پارسيها ، با حيرت در سفير نگريسته ، بعد رو بيونانىهائى ، كه جزو ملتزمين او بودند ، كرده گفت : « لاسدمونيها كيستند وعده‌شان چيست ، كه بدين‌سان حرف ميزنند ؟ » . يونانيهاى مذكور ، اين مردم را معرفى كردند . پس از آن كوروش روى به طرف نماينده كرده گفت : « از مردمى ، كه در شهرهايشان جائى مخصوص دارند و در آن محل جمع ميشوند ، تا با قيد قسم يكديگر را فريب دهند ، من هيچگاه تشويش نداشته‌ام . اگر زنده ماندم ، چنان كنم ، كه اين مردم ، بجاى اينكه در امور ينيان‌ها دخالت كنند ، از كارهاى خودشان حرف بزنند » ( همانجا بند 153 ) . نماينده‌هاى اسپارت پس از اين جواب بمملكت خود برگشته به دو پادشاه اسپارت ، آناك ساندريدس و آريستون « 2 » ، جواب كوروش را رسانيدند ، آنها هم همان جواب را بمردم ابلاغ كردند و مسئلهء استمداد يونانيهاى آسياى صغير از اسپارتيها بهمين‌جا ختم شد . هرودوت گويد ، تهديد كوروش راجع به تمام يونانيها بود ، چه هرشهر يونانى ميدانى دارد و مردم در آنجا براى دادوستد جمع ميشوند و به عكس ، در پارس چنين ميدانهائى وجود ندارد ، ولى نتيجه‌اى ، كه مورخ مذكور ميگيرد ، به نظر صحيح نمىآيد . مقصود كوروش طرز حكومت آنان بوده ، زيرا يونانيهائى ، كه از ملتزمين كوروش بودند ، او را از طرز حكومت اسپارت آگاه كرده گفته‌اند ، كه مردم در جائى ميدان مانند جمع شده در امور صحبت ميكنند و هريك از ناطقين مىخواهد عقيدهء خود را
هامش
( 1 ) -Lacrines .( 2 ) -Anaxandrides . Ariston