را ، چنان كه در جاى خود بيايد ، اقوام يونانى بر اثر فشارى ، كه مردم دريانى باهالى يونان دادند ، بنا كرده بودند ، مهاجرين از سه قوم بودند : ينيانها ، االيانها ، دريانها « 1 » .
اسم يونان به زبان پارسى از اسم قوم اوّلى آمده ، زيرا اهميت آنها در اين مستعمرات بيشتر بود .
هرودوت اوضاع اين مستعمرات را چنين توصيف كرده ( كتاب اوّل ، بند 141 - 171 ) : « ينيانهائى ، كه شهر پانيونيوم متعلق به آنها است ، شهرهاى خود را در جاهائى بنا كردهاند ، كه از حيث خوبى آب و هوا در هيچجا نظير ندارد ، نه شهرهاى بالا مىتوانند با اين شهرها برابرى كنند و نه شهرهاى پائين ، نه صفحات شرقى و نه صفحات غربى . ينيانها به چهار زبان تكلم ميكنند ( مقصود لهجه است ) ، اوّل شهر ينيانى مىلت است ، كه در مغرب واقع است . پس از آن مىنويت و پرىين .
اين شهرها در كارّيه « 2 » واقعاند و اهالى آنها بيك زبان حرف ميزنند . شهرهاى ينيانى واقع در ليديّه اينها است : افس ، كلفن ، لبدوس ، تئوس ، كلازمن ، وفوسه . « 3 » اينها بيك زبان تكلم ميكنند ، ولى زبان آنها شبيه به زبان شهرهاى مذكور در فوق نيست . از سه شهر ديگر ينيانى ، دو شهر در جزيرهء سامس و خيوس واقع است و سومى اريتر « 4 » است كه در خشگى بنا شده ، اهالى خيوس و اريتر بيك زبان تكلم ميكنند و اهالى سامس بزبانى ديگر . اين است چهار لهجهء اهالى ينيانى » .
بعد هرودوت گويد « ينيانهاى متحد زمانى از ساير ينيانها جدا شده بودند .
جهت جدائى از اينجا بود ، كه در آن زمان ملت يونانى كلية ضعيف به نظر ميآمد و ينيانها در ميان اقوام يونانى از همه ضعيفتر بوده بجز آتن شهر مهمى نداشتند .
بنابراين ، چه آتنىها و چه ساير ينيانها احتراز داشتند از اينكه خود را ينيانى نامند و تصوّر ميكنم ، كه حالا هم غالب ينيانها اين نام را شرمآور ميدانند . دوازده شهر متحد ينيانى ، به عكس ، باسم خود افتخار ميكردند . آنها معبدى براى خود ساختند ، كه پانيونيوم ناميدند ، از ينيانهاى ديگر كسى را بدانجا راه نميدادند و كسى هم ، جز
هامش
( 1 ) -Ioniens , Eoliens , Doriens .( 2 ) -Carie .( 3 ) -Ephese , Colophone , Lebedus , Theos . Clazomene , Phocee .( 4 ) -Erythres .