در مبحث ديگر ، اين نكته را روشن خواهد كرد . م . ) . نوشتههاى ديگر ژوستن راجع به ليديّه و كرزوس موافق روايت هرودوت است ، ولى اين نكته مخصوصا جالب توجه مىباشد ، كه از قصد كوروش بسوزانيدن كرزوس كلمهاى هم گفته نشده . از نوشتههاى ژوستن به خوبى ديده مىشود ، كه تروگپومپه از كتب هرودوت ، كتزياس و كزنفون استفاده كرده . استفاده او از هرودوت و كتزياس روشن است ، اقتباسى كه از كزنفون كرده پائينتر معلوم خواهد شد .
سند بابلى
در اسناد بابلى ، كه بدست آمده ، در سال نهم سلطنت نبونيد ( 547 يا 546 ق . م ) وقايع اينزمان را خيلى مختصر و چنين نوشتهاند . « در ماه نيسان ( يعنى در بهار ) كوروش شاه پارس با قشون خود در نزديكى آربل از دجله عبور كرده در ماه ايار به طرف مملكت لودى رفت و پادشاه آن را كشت ، ثروت او را ربود و ساخلوى در آنجا گذاشت » لودى همان ليديّه است ، در تورية مردم ليدى را لود ناميدهاند « 1 » .
معلوم است ، كه وقايعنگاران بابلى اشتباه كردهاند ، زيرا تمام مورّخين يونانى معتقدند ، كه كوروش پادشاه ليديه را نكشت ، بل ، به عكس ، او مورد نوازش شد . شايد اشتباه مذكور از اينجا ناشى شده ، كه عادت آسوريها و بابليها در اين موارد برگشتن پادشاه مغلوب بود و خلاف آن را امرى محال تصوّر ميكردند . نيز جالب توجّه است ، كه نبونيد كوروش را در فتح همدان پادشاه آنشان خوانده ، ولى در گشودن سارد ، او را شاه پارس نوشته . از اينجا بايد استنباط كرد ، كه در اين زمان كوروش بيشتر معروف بشاه پارس بوده .
سوم - كوروش و مستعمرات يونانى
مستعمرات يونانى
پس از تسخير سارد تمام ليديّه با ولاياتى ، كه پادشاهان آن بمملكت مزبوره الحاق كرده بودند ، به تصرف كوروش درآمد و حدود ايران بمستعمرات يونانى در آسياى صغير رسيد . اين مستعمرات
هامش
( 1 ) - چون ايگرگ در زبان يونانى مانند ( ) فرانسوى ، ولى ممدود تلفّظ ميشد ، پس يونانيها هم تقريبا همينطور تلفّظ ميكردهاند .