تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
( مارآپاس ) « 1 » مورّخ ارمنستان هم اسم او را ، چنان كه بيايد ( آشداهاك ) نوشته ، كه همان اژدهاك است ، بهرحال او پسر هووخشتر بود و مدت سلطنتش موافق روايات هرودوت از 584 تا 550 ق . م . در زمان او دولت ماد منقرض شد و وقايع چنين بود :

اوضاع آسياى غربى

وقتى كه اين شاه بتخت نشست ، دولت ماد بزرگترين دولت آسياى غربى بشمار ميرفت و ابهتى ، كه هووخشتر بماد داده بود ، دلالت ميكرد بر اينكه اين دولت آتيهء درخشان‌ترى خواهد داشت ، ولى بر خلاف انتظار ، چنان كه در جاى خود بيايد ، ديرى نگذشت ، كه دولت مزبوره بدست كوروش بزرگ منقرض شد ( 550 ق . م ) . اژدهاك در به دو سلطنت خود خواست بجهانگيريهاى هووخشتر ادامه دهد ، ولى به زودى دريافت ، كه اوضاع آسياى غربى و موقع دول همجوار مانع از اين كار است ، زيرا اگر ماد ميخواست از طرف مغرب توسعه يابد ، ميبايست با دولت ليدى و بابل بجنگد . دولت اوّلى بواسطه زحمات آليات و كرزوس قوى بود ، با يونانيها و مصر روابط دوستانهء محكمى داشت و بعلاوه دختر آليات ملكهء ماد بود . بابل هم پادشاهى داشت ، مانند بخت النصر فعال و بااراده و درافتادن با چنين سلطانى صلاح ماد نبود ، بخصوص كه خواهر اژدهاك ملكه بابل بشمار ميرفت . از طرف ديگر ليديّه و بابل هم ، چون قوّت ماد را ميديدند ، نميخواستند بهانه‌اى براى جنگ ايجاد كنند . اين بود كه تقريبا در مدت سى سال صلح و آرامش مختل نشد و در اينمدت بخت النصر استحكامات بابل را قوى كرد و اين شهر را باندازه‌اى آراست ، كه بابل مجددا مقام سابق خود را باز يافت و آن را عروس شهرها و پايتخت آسيا گفتند . بعد از بخت النصر دوّم ، در ميان جانشينانش كسى پيدا نشد ، كه كارهاى او را دنبال كند . نفاق داخلى ، كه بواسطه وجود بخت النصر قوى و بااراده ، موقتا فرو نشسته بود ، مجددا شروع شد ، چند نفر بتخت نشسته به زودى كشته شدند يا درگذشتند و بالاخره كاهنان بابل شخصى را نبونيد ( به بابلى نبونه‌خيد ) نام ، كه از خانواده سلطنت نبود ،
هامش
( 1 ) -Mar Apas Catinaبصفحهء 94 رجوع شود .