تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
به بحر الجزاير برساند ، چنان كه بابل پيوسته درصدد بود به درياى مغرب برسد . در اين احوال چنان كه هرودوت گويد : ( كتاب اوّل بند 73 - 74 ) حادثه‌اى روى داد ، كه بهانه جنگ براى ماديها گرديد ، توضيح آنكه هووخشتر يك عدّه شكارچى از سكاها در دربار خود داشت و عدّه‌اى از جوانان نجيب مادى را زيردست آنها داده بود ، تا فنّ شكار كردن بياموزند . روزى سكاها از شكار با دست خالى برگشتند و شاه نسبت بانها تندى كرد . سكاها از تندى شاه سخت خشمگين شده از راه كينه‌ورزى يكى از جوانان نجيب مادى را كشتند ، از گوشت او غذائى ترتيب داده در ميهمانى بشاه خوراندند و بعد فرار كرده نزد آليات رفتند . شاه ماد ردّ كردن آنها را از پادشاه ليدى خواست ، او نپذيرفت و بر اثر آن جنگ شروع شد . در اين جنگ مزايا با ليديها بود ، چه ماديها اوّلا از تكيه‌گاه خود ، يعنى ماد ، دور بودند ، و حال آنكه ليديها در خانه خود ميجنگيدند . ثانيا دولت ليدى از سپاهيان سنگين اسلحه يونانى عدّه‌اى را اجير كرده بود و اينها در فنون جنگى خيلى ماهر بودند . ثالثا سواره نظام ليدى بر سواره نظام مادى از حيث اسلحه و نظم برترى داشت . باوجوداين جنگ 5 سال طول كشيد ، بىاينكه طرفين نتيجه قطعى بگيرند ، بالاخره كسوفى روى داد ، كه گويند طالس ، حكيم يونانى ، از اهل مىلت ( ملطيّه ) ، آن را پيش‌بينى كرده بود . سپاهيان طرفين اين كسوف را علامت غضب خدا دانسته ديگر حاضر نشدند جنگ كنند . بعد ، ( سون‌سيوس ) پادشاه كيليكيّه و بخت النصر پادشاه بابل بين طرفين حكم گرديدند و قرار شد ، كه رود هاليس سرحدّ دولتين گردد . ( هرودوت گويد لابىنت ، يعنى نبونيد ، حكم شد ، ولى اشتباه كرده ، زيرا در اين زمان نبونيد پادشاه بابل نبود ) . شاه ليدى بر اثر صلح دختر خود ( آرىيه‌نيس ) را بوليعهد ماد داد ( 585 ق . م ) . بعضى عقيده دارند ، كه مملكت ( اورات‌رو ) ياوان در موقع قشون‌كشى پادشاه ماد به قصد ليدّيه جزو ماد گرديد . برخى الحاق آن را بر اين زمان مقدّم مىدارند ، بهرحال تاريخ التحاق محققا معلوم نيست . پس از آن ، واقعه مهمى روى نداد و يك سال بعد از انعقاد صلح هووخ‌شتر درگذشت ( 584 ق . م ) . راجع بتاريخ 585 ق . م بايد گفت ، كه اين يكى از صحيحترين
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 198 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )