توصيف كرده . امّا گفتههاى نيكلائوس دمشقى را هم اغراقآميز ميدانند . نتيجه اين مىشود ، كه راجع به شخص آستياگ يا اژدهاك از جهت فقدان مدارك صحيحه نمىتوان چيزى گفت . در پايان اين مبحث لازم است علاوه كنيم : مارآپاس - كاتينا مورّخ ارمنستان عقيده داشت ، كه اژدهاك در جنگى با تيگران پادشاه ارمنستان و دوست كوروش بقتل رسيد . مورّخ مذكور گويد ( كتاب 18 - 22 مستخرج از كتاب موسى خورن ) : از جهت دوستى تيگران با كوروش ، اژدهاك پادشاه ماد ، از پادشاه ارمنستان ظنين شد . شبى خوابى ديد بس هولناك ، كه بر وحشت او افزود و در نتيجهء شورى با نزديكان خود مصمم گشت ، كه تيگران را خائنانه تلف كند .
بنابراين خواهر او ( ديگر انوهى ) « 1 » را ازدواج كرد ، تا بدستيارى وى قصد خود را انجام دهد . زن راضى نشد ببرادرش خيانت كند و سرا او را از نقشهء شوم اژدهاك آگاه ساخت . بعد ، كه پادشاه ماد ميخواست در سرحد ماد و ارمنستان تيگران را ملاقات و او را بكشد ، تيگران دعوت او را نپذيرفت و دشمنى خود را با او آشكار كرد . پس از آن به زودى جنگ درگرفت و پنجماه دوام يافت . بالاخره در جداليكه تيگران با اژدهاك كرد ، او را كشت و خانوادهاش را به ارمنستان برده در مشرق آرارات جا داد . عدهء زنان ، دختران ، پسران و ساير اسرا بده هزار ميرسيد و ملكه آنوايش « 2 » نام داشت . راجع بروايت مورّخ مذكور ، بايد گفت ، كه بر خلاف نوشتههاى مورّخين يونانى و رومى است . راست است ، كه كزنفون ، چنان كه بيايد ، تيگران نامى را اسم برده و او را پسر پادشاه ارمنستان دانسته ، ولى چنين روايتى را او هم ذكر نكرده . به عكس كزنفون گويد ( در تربيت كوروش ) ، كه پادشاه ارمنستان خواست از موقع استفاده كرده باج به پادشاه ماد ندهد ، ولى كوروش از طرف او قشون بارمنستان كشيده پادشاه آن را مطيع كرد ، چنان كه او باج خود را داد ، سپاهى هم بكمك ماديها ، كه جنگى در پيش داشتند فرستاد و تيگران هم در ملازمت كوروش بماد رفت . بنابر آنچه گفته شد روايت مارآپاس كاتينا را بايد يكى از گفتههاى داستانى پنداشت .
هامش
( 1 ) -Digranouhi .( 2 ) -Anouiche .