جوابى داد ، ولى بموقع كمكى بپادشاه ليدى نرساند . بالاخره او مجبور شد فقط بقواى خود تكيه كند . بعد در جنگى ، كه روى داد ليديها شكست خوردند و پادشاه آنها كشته شد ، آرديس پسر پادشاه مقتول فراريهاى جنگ را جمع كرده از يونانيهاى سواحل مجاور كمك طلبيد و اينها با سگهاى جنگى ، كه تربيت كرده بودند ، در قشون او داخل شده بواسطهء سگهاى مزبور ، كه باسبهاى كيمريها حمله ميبردند ، آنها را شكست دادند . در اين حال كيمريها به طرف مشرق عقب نشسته در گردنههاى كيليكيه بسپاه آسور برخوردند و جنگ بنفع آسوريها خاتمه يافت ، توضيح آنكه كيمريهاى شكست خورده با تلفات زياد بخانههاى خود برگشتند . اين واقعه براى دولت ليدى بسيار مهمّ بود ، چه بواسطه فراغت از دشمن قوى ميتوانست از اين ببعد بامور ديگر بپردازد . از اين جهت دولت ليدى زود رو بترقّى نهاد و مخصوصا در زمان سلطنت آليات « 1 » باوج عظمت خود رسيد . اين پادشاه حدود شرقى ليدّيه را به رود هاليس ( قزلايرماق حاليه ) رسانيد و بآبادى و ثروت مملكت افزود .
پسر او كرزوس « 2 » ، كه معاصر كوروش بزرگ بود ، بقدرى بآرايش ( سارد ) پايتخت خود پرداخت ، كه يونانيها آن را سارد زرّين ناميدند . اشياء نفيسه ، ثروت و تجملات اين پادشاه چشم مشاهير يونانى را ، كه بدربار ليدى دعوت ميشدند ، خيره ميكرد .
از حيث تمدّن ليديها بدرجه عالى رسيده بودند ، زيرا اوّلا زمينهاى حاصلخيز زياد داشتند و ديگر بدرياها نزديك بودند ، نيز موقع جغرافيائى اين مملكت بين بابل و آسور از يكطرف و عالم يونانى از طرف ديگر فوايد زياد براى رونق تجارت و ترّقى ثروت مملكت بخشيد . بالاخره بايد درنظر داشت ، كه دولت ليدى در زمان جنگ و صلح از هنرمندى يونانيها استفاده ميكرد ، مثلا اوّلين سكه در ليدى زده شده و اين اختراع مهمّ بدست استادان قوم ينيان ، كه مستعمراتى در آسياى صغير داشتند ، انجام يافت ( نيمه قرن هفتم ق . م ) وزن سكه ليدى بابلى بود . ليديها از حيث تجارت هم خيلى پيش بودند و بعقيده بعضى ، قبل از اينكه يونانيها در دريانوردى و تجارت گوى سبقت بربايند ، ليديها در اينقسمت آسياى صغير و صفحات مجاور
هامش
( 1 ) -Alyattes .( 2 ) -Cresus .