تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
يهود و صور با او همدست شدند و مصر هم ، كه چشم خود را بسوريه دوخته بود ، باز بناى تعرّض را گذاشت . كلدانىها بيت المقدس را محاصره كردند و آپ‌ريس ، فرعون مصر ، بكمك يهوديها آمد . كلدانيها در ابتداء عقب نشستند . سرور و وجد يهوديها را حدّى نبود ، ولى بعد فرعون در 586 ق . م شكست خورد و بيت المقدس پس از مقاومت و مدافعه سخت بدست كلدانيها افتاد . اين دفعه بخت النصر با يهود كارى كرد ، كه انعكاسش تا زمان ما ممتدّ است . تورية گويد ( كتاب دوّم ، تواريخ ايام ، باب 36 ) : « پس پادشاه كلدانيان جوانان ايشان را در خانهء مقدّس ايشان بشمشير كشت و بر جوانان ، دوشيزگان ، پسران و ريش‌سفيدان ترحم نكرد ، او ساير ظروف خانه خدا را از بزرگ و كوچك ، خزانه‌هاى خانه خداوند ، گنج‌هاى پادشاه و سرورانش تماما ببابل برد و خانه خدا را سوزانيد ، حصار اورشليم را منهدم ساخت ، همه قصرهايش را به آتش سوزانيدند ، جميع آلات نفيسه آنها را ضايع كردند و بقية السيف را ببابل باسيرى برد ، كه ايشان تا زمان سلطنت پادشاهان پارس او و پسرانش را بنده بودند . . . » از كارهاى معروف بخت النصر ، كه در تاريخ ضبط شده ، اينهاست : اولا باغهاى معلّقى در بابل براى زنش آمىتيس ، دختر هووخشتر ، ساخت و بعدها ، بر خلاف واقع ، نسبت بناى آن را بسميراميس ملكه داستانى آسور دادند . اين باغها بر صفحه بلندى ساخته شده بود و چنين به نظر ميامد ، كه اشجار آن معلّق است . باغهاى مزبور را يونانيهاى قديم يكى از عجائب هفتگانه عالم قديم دانسته‌اند « 1 » . بعد براى ( ايستار ) ، كه بعقيده بابليها ربة النوع جنگ و عشق بود ، دروازه باشكوهى ساخت . يكى از كارهاى مهم او سدّى است ، كه از طرف شمال و جنوب بابل براى حفاظت اين شهر از لشكر مهاجم خارجى ساخته شد . سدّ شمالى ، كه موسوم بسدّ مادى بود ، از دجله تا فرات امتداد داشت . بواسطه اين سدّ ممكن بود در موقع خطر تمام جلگهء مجاور بابل را از طرف شمال مبدّل بدرياچه كنند . چنين سدّى هم به حكم اين شاه از طرف جنوب ساخته بودند . از اينجا معلوم مىشود ، كه باوجود اينكه دولت ماد دوست بابل بشمار ميرفت و بين دو خانواده سلطنت وصلتى
هامش
( 1 ) - اين باغ در زمان اسكندر وجود داشت ، توصيف آن در جاى خود بيايد .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 193 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )