و علوم و ادبيات آن از ميان رفت . بعض محققين به اين عقيدهاند ، كه زبان آسورى و خط ميخى در زمان قدرت آسور هم بطور مصنوعى در دربار حفظ ميشده و در ميان مردم زبان و خط آرامى معمول بوده .
آسياى غربى پس از سقوط نينوا
پس از سقوط نينوا ، در نقشهء آسياى غربى تغيير كلى روى داد :
توضيح آنكه در موقع تقسيم تركهء آسور ، ولايات واقعه در كنار دجلهء عليا و كاپادوكيّه نصيب دولت ماد گرديد ، سائر مستملكات آن ، يعنى بين النهرين سفلى ، سوريّه ، فلسطين ، ببابل رسيد و در اينجا دولت كلدانى و بابلى تشكيل شد . اين دولت پس از سقوط آسور يگانه حافظ تمدن قديم بابل بود . پس از اين دو دولت درجهء اوّل دولتهاى ديگرى نيز در مشرق قديم وجود داشتند ، مانند مصر ، كه تازه زندگانى سياسى خود را از سر گرفته بود ، ليدّيه و مملكت كيليكيّه در آسياى صغير . غير از اين دولتها در فلسطين امارتهاى كوچكى بودند ، مانند امارتهاى يهود ، ادوميان و غيره ، كه سابقا در تحت حكومت آسور ميزيستند و حالا هم به همان حال ، منتها در تحت سلطهء دولت بابل ، ميبايست بحيات خود ادامه دهند . در فينيقيه شهر صور از حيث ثروت و ترقى درجهء اوّلرا حائز بود ، چه اين شهر عجالة رقيبى نداشت و كسى هم درصدد تسخير آن برنيامده بود . درجهء آبادى ، ثروت و درخشندگى آن از بياناتى ، كه حزقيال تقريبا مقارن اين زمان كرده ، به خوبى مشاهده مىشود ( كتاب حزقيال باب 27 و 28 ) . دولت ماد پس از سقوط نينوا بتسخير ممالكى ، كه سهم او شده بود پرداخته ولاياتى را ، كه در كنار دجلهء عليا واقع بود ، تسخير و با مملكت وان ستيزه كرد . سپس در كاپادوكيّه و آسياى صغير چندان پيشرفت تا برود هاليس ( قزلايرماق ) حاليه رسيد و ، چنان كه بيايد ، با دولت قوى ليدى درافتاد . براى فهم اين وقايع و وقايع بعد بايد كلمهاى چند از بابل و ليديّه بگوئيم .
بابل
بعد از سقوط نينوا نبوپولاسسار بين النهرين سفلى را تصرف كرد . بعد ميخواست به طرف سوريّه حركت كند ، كه ناخوش شد و بخت النصر پسر خود را ، كه معروف به بخت النصر دوّم است ، با قشونى بجنگ مصرىها