كه مربوط بتاريخ مشرق قديم است بىنياز نميكند ، ولى اهميّت مشرق قديم را اجمالا نشان داده خواننده را براى فهم وقايع ايران حاضر ميسازد . اين نكته نيز روشن است ، كه چون به بيان كلياتى از مشرق قديم مبادرت شد ، بالطبع بايد مطالبى را هم كه با اين كليات مربوط است ، بطور ساده و مختصر بخاطرها آورد .
لذا اين نوع تذكرات نبايد باعث حيرت گرديده تصوّر رود ، كه مؤلف از موضوع خارج شده ، بخصوص كه خواستهايم اين نوع مطالب را يك دفعه گفته براى تكرار آن در جاهاى ديگر كتاب موجبى نداشته باشيم .
قسمت اولى - كليات
ازمنهء پيش از تاريخ
تاريخ از زمانى شروع مىشود ، كه شهادتهاى كتبى و تاريخى راجع بوقايع و حوادث آن زمان بدست آمده . اعصار و دهورى ، كه قبل از آن گذشته ازمنهء قبل از تاريخ بشمار ميرود . علماء معرفت الارض يا زمينشناسى « 1 » و نيز علماء آثار عتيقه هنوز موفق نشدهاند مدت ازمنهء پيش از تاريخ را ، ولو تقريبى هم كه باشد ، معين كنند . هرچند بعض علماء فن مبنىبر قياس يا بر مداركى ناقص اين مدت را صدها ميليون سال يا بيشتر تخمين و عقايدى ذكر كردهاند ، كه مورد اعتماد نيست ، باوجوداين براى اينكه بنمائيم ، كه چه تفاوتهاى زياد بين عقايد مذكوره است ، يكى دو عقيده را ذكر ميكنيم . هكل « 2 » حيوانشناس معروف گويد : « اگر من مدت اعصارى را ، كه از ابتداى پديدآمدن گياه يا جاندارى در روى زمين تا زمان ما گذشته ، 25 ميليون يا صد و يا هزار و چهار صد ميليون سال بدانم ، براى تصوّرات من فرقى ندارد و براى اكثر مردم نيز همين نتيجه حاصل است » . گلد شميدت « 3 » عالم ديگر را عقيده آن است ، كه از زمان پديدآمدن نبات يا حيوان در سرزمينها لااقل يك ميليارد و چهار صد ميليون سال گذشته
هامش
( 1 ) - زمينشناسى بمعنى اعم علمى است ، كه از تاريخ كرهء ما بحث مىكند ، يعنى از تحوّلات و تغييراتى كه در كرهء ما روى داده ، خواه راجع بجمادات باشد و خواه بانچه كه روى زمين ميرويد يا زندگانى مىكند .
( 2 ) -Haeckel .( 3 ) -Goldsehmidt .