چنان كه مورّخين يونانى آن را اكسوس « 1 » ناميدهاند و اين اسم يونانى شده وخش است « 2 » .
دليل ديگر اين معنى آنكه يكى از شعب اينرود را اكنون هم وخش آب نامند .
وخش باختر را از سغد جدا ميكرد ، چنان كه سيحون ( يا ياكسارت يونانىها ) بين سغد و سكائيه فاصله بود ( جغرافياى سترابون كتاب 11 فصل 8 بند 8 ) .
فلات ايران داراى چند درياچه است و علماء معرفت الارض آنها را باقىماندهء دريائى ميدانند ، كه وقتى قسمت اعظم فلات ايرانرا در زير خود داشته .
درياچههاى مزبور از اين قرار است : درياچهء اورميه در شمال و غرب فلات ، در قسمت غربى آذربايجان ، درياچهء وان در تركيه در 15 فرسخى حدود ايران و درياچهء ( گىچاى ) در قفقازيه . مهمترين اينها درياچهء اورميه است كه عمق آن پانزده ذرع ، آب آن خيلى شور و تقريبا در ارتفاع هزار متر از سطح درياى اقيانوسى است « 3 » . در پارس دو درياچهء مهارلو « 4 » و نيريز ( درياچهء نيريز به بختگان هم معروف است ) . در سيستان درياچهء هامون ، كه فاضلآب آن در سالهائيكه بارندگى مىشود به گودزرّه ميريزد . در كرمان هامون ديگرى موسوم به نمكزار ( بعضى اسم اين درياچه را جزمريان نوشتهاند ) . آب دو رود كوچك بمپور و هليل به اين هامون ميريزد . بين طهران و قم درياچهء قم يا حوض سلطان . از طرف شمال چنان كه گفته شد فلات ايران بدرياى خزر محدود است .
اين اسم بمناسبت مردمانى است ، كه موسوم به خزر بوده ، در كنار شمال غربى اين دريا قرونى بسر بردهاند . در عهد قديم آن را كاسپيين « 5 » يا درياى گرگان ميناميدند .
اسم اوّلى بمناسبت مردمى بود ، كه در كنار اين دريا سكنى داشت و سترابون آنها را كاسپىاى « 6 » ناميده ( كتاب 11 فصل 8 بند 8 ) . جغرافيون عرب كاسپيين را قزبين كردهاند . اين دريا از حيث عمق بسه قسمت تقسيم شده و گودترين جاهاى آن در قسمت
هامش
( 1 ) -Oxus .( 2 ) - يونانىها غالبا در تصحيف اسامى ايرانى و او مفتوح را مبدّل به و بجاى ( خ ) و ( ش ) ، ( ك ) و ( س ) مىگذاشتند ، نظاير اين نوع تصحيفات زياد است .
( 3 ) - درياى اقيانوسى ، يعنى دريائى ، كه با اقيانوس مرتبط است ، مانند خليجپارس و غيره .
( 4 ) - بعضى محلو نوشتهاند .
( 5 ) -Caspienne .( 6 ) -Caspii .