اهالى عيلام دولت خود را انزان سوسونكا ميناميدند . لفظ عيلام ، چنان كه محققين تصوّر ميكنند ، سامى است و اطلاق به آن قسمتى ميشد ، كه كوهستان است .
نژاد
راجع بمردمان بومى اين مملكت عقيدهء ديولافوا ود مرگان اين است ، كه بوميهاى اوّلى اين مملكت حبشى بودند . برخى عقيده دارند ، كه سواحل خليجپارس هم تامكران و بلوچستان از حبشيها مسكون بوده . بهرحال بعد از قرون زياد مردمانى ، كه در اطراف شطّ العرب و رأس خليج پارس سكنى داشتند و موسوم به سومريها بودند ، به اين مملكت آمده غلبه يافتند . بعد از آنها مردمان سامىنژاد به اين مملكت آمدند ، ولى استيلاى آنها در قسمت كوهستانى آن دوامى نداشت . از مردمان كوهستانى اسم كوسّىها يا كيسسىها زياد برده شده « 1 » اينها مردمى بودند استقلال طلب و مطيع كردن آنها خيلى دشوار بود ، چنان كه تسلطّ خارجيها بر آنها دوامى نداشت .
زبان
قديمترين زبان اهالى اين مملكت زبان انزانى است ، كه بعقيده دمرگان در سه هزار سال ق . م متروك شد و پس از آن زبان سومرى و زبان سامى در اينجا رواج يافت . بعد مىبينيم كه در 1500 سال ق . م دفعة زبان انزانى زنده و استعمال شده و از اينجا ميتوان حدس زد ، كه زبان انزانى در ميان اهالى معمول بوده ، ولى كتيبهها به زبان سومرى و سامى نوشته ميشده ، زيرا اگر زبانى مرد ، ديگر زنده نمىشود . در باب زبان انزانى عقيدهء عالم معروف ، پرشيل « 2 » ، كه با هيئت علمى فرانسوى بود ، اين است ، كه زبان مزبور ملتصق است .
خطّ
خطّ عيلامى ميخى است ، يعنى علامات از نقوشى ، كه به شكل ميخ است و بطور افقى يا عمودى استعمال شده ، تركيب يافته . عدّهء اين نوع علامات ، چنان كه گويند بالغ بر سيصد است و شكل خطّ را عيلاميها از سومريها اقتباس كردهاند ، ولى خطّ ميخى عيلامى خطّ مستقلى است ، يعنى علامات هر دو خطّ نمايندهء همان صداها نيست و بنابراين با دانستن خطّ بابلى خطّ عيلاميرا نميتوان خواند . ارقام عيلامى هم با ارقام بابلى تفاوت دارد : اوّلى بر علامات ده
هامش
( 1 ) - بعضى اين مردم را با ( كاسسو ) هاى مذكور در فوق از يك قوم دانستهاند (Ed . Meyer)
( 2 ) -Pere - Scheil .