تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
بعدها خواهيم گفت از مشهورترين كتب فقهيهء طايفهء اماميّه يعنى شيعيان اثنى عشرى است و هنوز نيز شرح لمعه از كتب معتبر درسى است . يكى از خواجگان متموّل قريهء باشتين از قراء سبزوار بنام خواجه فضل اللّه كه از طرف پدر به امام حسين و از طرف مادر بيحيى بن خالد برمكى نسبت مىرساند مقارن رواج بازار اصحاب شيخ حسن جورى كه مردم را بقيام بر اهل سنّت و كوتاه كردن دست ستمكاران ميخواندند در باشتين مستقرّ بود و يكى از پسران او كه امين الدّين عبد الرزّاق نام داشت در دربار ابو سعيد خان ميزيست . ابو سعيد اندكى قبل از وفات خود عبد الرزّاق را بمأموريّت ديوانى بكرمان فرستاد تا بقاياى آن ولايت را جمع آورده بديوان بياورد . عبد الرزّاق اموال كرمان را جمع آورد ولى چون مردى عيّاش و خرّاج بود تمام آن را بسرعت حيف و ميل كرد و در انديشهء آن بود كه جواب ديوان و سلطان را چه دهد كه خبر مرگ ابو سعيد به او رسيد . از اين مژده روحى تازه در كالبد او دميده بسبزوار آمد و ديد كه برادران او ايلچى وزير خراسان خواجه علاء الدّين محمّد را كشته‌اند و علّت آن اين بوده است كه اين ايلچى از ايشان شراب و شاهد خواسته بود و ايشان تحمل اين جسارت او را نكرده بقتلش رسانده بوده‌اند . عبد الرزّاق حركت برادران را در قتل ايلچى جسور تصويب كرده جماعتى از دلاوران بيهق را با خود همدست نمود و اين گروه اتّفاق كرده گفتند : « اگر توفيق يابيم دفع ظلم ظالمان نمائيم و الّا سر خود را بر دار بينيم كه ديگر تحمّل تعدّى و ظلم نداريم » و به همين جهت است كه ايشان را سربداران لقب داده‌اند . جماعت سربداران امين الدّين عبد الرزّاق را در تاريخ 12 شعبان سال 737 بسردارى خود اختيار نمودند و ابتدا چون عدد و قدرت ايشان زياد نبود قيام خود را به شكل دستبرد بقوافل و اموال كسانى كه بظلم و جور معروف بودند شروع كردند و از اين راه اموال و اسبابى كه براى حركات بزرگتر لازم بود فراهم آوردند و اتباع عبد الرزّاق و شوكت و قدرت او بتدريج زياد شد تا آنجا كه بر خواجه علاء الدّين محمّد وزير خراسان غلبه كرده او را كشت و در 738 شهر سبزوار را تحت استيلاى خود درآورده علم