گذاشته و عبا بر دوش گرفته بود اين موضوع را بعنوان توهين بر اسلام بهانه كردند و بر سر منبرها بحكومت وقت حمله بردند و در اين كار آقا سيد عبد الله بهبهانى كه از عين الدوله رنجيده بود پيش قدم معترضين شد اما عين الدوله اعتنائى به اين هياهو نكرد بلكه روز بروز بر اقتدار نوز افزود و براى آنكه دست قيامكنندگان بشاه نرسد مظفر الدين شاه را باسم معالجه روانهء فرنگستان نمود به اين ترتيب تا برگشتن شاه از فرنگ مخالفين بالنسبه آرام نشستند .
اما عين الدوله كه از اقدامات علما و مخالفت تجار بر سر گرانى قند با مسيو نوز بغضب آمده بود حتى پس از مراجعت شاه از فرنگ در رجب 1323 بناى بدرفتارى با اين دو طايفه را گذاشت و مصمم شد كه قدرت خود را بايشان بنمايد ليكن در همان اوان از ولايات خبرهائى داير ببدرفتارى بعضى از حكام نسبت بروحانيون رسيد و چون علاء الدوله حاكم طهران هم چند تن از تجار را به چوب بست مخالفين عين الدوله و علماى طهران كه در رمضان 1323 با يكديگر برضد او اتحاد كرده بودند در شانزدهم شوال همين سال به حضرت عبد العظيم رفتند و خصومت بين ايشان و عين الدوله علنى گرديد و انقلاب شروع شد .
اعطاى فرمان مشروطيت در 14 جمادى الاخرى 1324
بعد از مدتى گفتگو بين مهاجرين و دربار بالاخره علما در 16 ذى القعده 1323 باحترام تمام بطهران برگشتند و بفرمان شاه قرار شد كه مستدعيات ايشان را با تأسيس عدالتخانه عين الدوله برآورده كند . اين پيشآمد كه در حقيقت شكست عين الدوله بود مردم را برضد او جرىتر كرد و درخواست عدالتخانه و مشروطيت علنى شد و اولين فتح اين جماعت عزل علاء الدوله بود از حكومت پاىتخت .
عين الدوله بعد از برگرداندن علما باز رفتار خود را تغيير نداد بلكه بتوقيف بعضى از روزنامهها و تبعيد جمعى از آزادىخواهان پرداخت از آن جمله سيد جمال الدين اصفهانى را كه مشهورترين وعاظ مشروطهخواهان بود بقم