فصل نوزدهم مشروطيت ايران
عين الدوله در رسيدن بصدارت ابتدا با آزاديخواهان و علما و كسانى كه در عزل امين السلطان كوشيده بودند از در دوستى و ملاطفت درآمد اما كمى بعد چون مردى خودخواه و جاهل و از مصالح كشورى بى خبر بود طريق استبداد پيش گرفت و چون مظفر الدين شاه هم حكومت غالب ولايات ايران را باستثناى اصفهان كه در دست برادر بزرگترش ظل السلطان بود بپسرانش سپرده و ايشان نيز از هيچگونه تعدى بمردم خوددارى نداشتند روز بروز نفرت عامه از عين الدوله و كسان و نزديكان شاه و طرز معاملات ايشان افزايش يافت و در اين ميان طرفداران امين السلطان هم مردم و علما را بمخالفت با عين الدوله تحريك ميكردند بخصوص كه عين الدوله زمام امور شرعى و عرفى را تا حدى در اختيار حاجى شيخ فضل الله نورى از علماى بسيار متنفذ طهران گذاشته بود و جمعى ديگر از علما از اين بابت راضى نبودند .
عدّهاى از اصلاحخواهان و ناراضيان از اوضاع در اواخر سال 1322 انجمنى مخفى براى مشروطه كردن ايران تشكيل دادند و از علماى طهران آقا سيد محمد طباطبائى كه همواره در بيدارى مردم سعى داشت با خيالات ايشان كمال همراهى را ظاهر نمود و چون در اوايل سال 1323 نسخههائى از عكسى از مسيو نوز رئيس بلژيكى گمرك بدست وعاظ و علما افتاد كه در آن نوز عمامه بر سر