پادشاه گرجستان تمام اراضى بين ايروان و تفليس را بباد غارت داد . گنجه را هم محمّد ميرزا پسر وليعهد با امير خان سردار بتصرّف آوردند و روسها از آنجا به طرف شمال گريختند .
در جبههء قراباغ فرماندهى سپاه با شخص عباس ميرزا بود و چون فتحعليشاه اصرار داشت كه سپاه ايران از اين سمت پيشرفت كرده پس از تسخير قلعهء محكم شوشى خود را بتفليس برسانند اللّهيار خان آصف الدّوله صدراعظم جديد خود را كه پسر ميرزا محمّد خان قاجار دوّلو بود با 000 ، 15 سوار عراقى بقراباغ به يارى عباس ميرزا فرستاد . عباس ميرزا در نزديكى شوشى مدداف حكمران قراباغ را شكستى فاحش داد و بمحاصرهء قلعهء شوشى مشغول گرديد .
محاصرهء شوشى به طول انجاميد و روسها فرصت يافتند كه در تفليس سپاه فراوانى جمع آورند و از خوشبختى ايشان در همين ايّام محاربات روس و عثمانى نيز به آخر رسيد و يكى از سرداران معروف روس پاسكيويچ « 1 » كه در طىّ اين محاربات تجارب بسيار اندوخته و فتوحات نمايان كرده بود بسردارى كلّ سپاه روسيّه در قفقازيّه نامزد گرديد .
جنگ شمكور در صفر 1242
سرتيپ مدداف پس از شكست در شوشى بقيّة السّيف قواى خود را بشمال گنجه كشاند و پس از گرفتن كمكهائى از تفليس به آن شهر حمله برد و چون توپخانهاى قوى داشت در محلّ شمكور در نزديكى گنجه با امير خان سردار و محمّد ميرزا بجنگ پرداخت . امير خان سردار آنقدر مقاومت كرد تا بقتل رسيد ليكن محمّد ميرزا گريخت و اسير شد ولى او را هم يكى از رؤساى شاهسون نجات داد و بكنار ارس رساند حاكم قلعهء گنجه از ترس آن شهر مستحكم را رها كرد و مسلمين باغيرت اين شهر كه بخاطر ايران با روسها تا آن حدّ جنگيده بودند از ترس اكثر شهر را رها كرده بساحل ديگر ارس آمدند و مدداف آنجا را گرفت .
هامش
( 1 ) -Paskiewitch