كه مرتع ايلات رعيّت ايران بشمار ميرفت ولى روسها ادّعاى ملكيّت آنها را داشتند حسين خان سردار به اين بهانه كه اگر روسها آنجا را تصرّف كنند ديگر حفظ قلعهء ايروان براى او ميسّر نخواهد بود بعبّاس ميرزا توصيه ميكرد كه از دستاندازى روسها بوسيلهء قواى قهريه جلوگيرى كند و نگذارد كه از اين راه خللى در اركان دفاع ايروان بروز نمايد .
همينگونه اختلافات در سرحدّات آذربايجان نيز بين مأمورين ايرانى و روسى پيوسته بروز ميكرد و از مهمترين آنها اختلافى بود بين ابراهيم خليل خان جوانشير محرّك قتل سيسيانف كه حكومت اردبيل را در اين تاريخ داشت با مأمورين سرحدّى روس در طالش .
خوانين طالش كه از استيلاى روسها راضى نبودند ابراهيم خليل خان را بمخالفت علنى با ايشان واداشتند و ابراهيم خليل خان هم تجاوزات روسها را دليل بر نقص معاهدهء گلستان از جانب آن جماعت شمرده موضوع را به اطلاع فتحعليشاه رساند و شاه را بتجديد جنگ با روس تشويق نمود و اين امور مقارن شد با رسيدن عريضهها و تظلّمات پىدرپى كه از مسلمين قفقازيّه از ظلم روسها بدربار ايران ميرسيد و كمكم اذهان عامّه و علماى دين را براى تجديد جنگ حاضر ميكرد تا آنجا كه شاه به قصد پس گرفتن ولايات از دست رفته و علماى طهران بعزم جهاد براى جنگ حاضر شده بودند ولى عباس ميرزا با تجاربى كه از جنگهاى دورهء اوّل داشت زياد به اين اقدام مايل نبود .
اتفاقا روسها هم بعلّت فوت آلكساندر اوّل و جوشوخروشى كه در ايرانيها مشاهده ميكردند از دادن بهانهاى بدست ايران براى تجديد جنگ احتراز ميكردند به همين نيّت براى حلّ اختلافات سفيرى بطهران فرستادند و عباس ميرزا هم مأمورى را براى همين كار بتفليس پيش يرملوف روانه داشت و خود او نيز بسرحدّ طالش رفت و در آنجا با يرملوف ملاقات كرد و تا حدّى اختلافات اين حدود بمسالمت انجام پذيرفت .
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 791
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٧٩١