تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 794

مساهمون:

ص٧٩٤

جنگ گنجه در 23 ربيع الاول 1242

پس از رسيدن خبر قتل امير خان سردار و شكست محمد ميرزا نايب السلطنه عده‌اى از همراهان خود را بمحاصرهء شوشى گذاشته خود با 30000 سپاهى عازم گنجه شد ولى قبل از رسيدن او به آنجا پاسكيويچ خود را بگنجه رسانده و جميع مواقع مهم را سنگربندى كرده بود . در رسيدن سپاهيان ايران بحدود گنجه پاسكيويچ بهيچوجه حاضر نشد كه مبادرت بحمله نمايد ناچار عباس ميرزا پس از گلوله ريز كردن مواقع سپاه روس امر بحمله داد و نزديك بود كه فتح نصيب لشكريان ايران شود ولى از بدبختى قسمت اعظم قشون عباس ميرزا دست از پا خطا نكردند مخصوصا آصف الدّولهء قاجار در رساندن كمك بوليعهد مماطله كرد و بىنظمى در سپاه ايران روى آورد بطوريكه محمد ميرزا و شاهزادگان ديگر كه بنابدستور وليعهد بنا بود شخصا خود را از معركه بر كنار دارند درست بمفهوم پيغام نايب السّلطنه پى نبرده همگى سپاهيان همراه خود را برداشته به طرف ارس گريختند و عبّاس ميرزا هرقدر خواست كه جلوى اين حركت بيقاعدهء ايشان را بگيرد توفيق نيافت ناچار خود او نيز به محل اصلاندوز عقب نشست و پاسكيويچ به اين سهولت بفتح مهمى نايل آمد و در نتيجهء آن پيشرفتهاى مهمى كه در سه هفته اول جنگ نصيب سپاهيان ايران شده بود به كلى در خطر افتاد . جنگ گنجه كه در نزديكى مقبرهء شاعر مشهور نظامى گنجوى در 23 ربيع الاول 1242 اتفاق افتاده بسپاه ايران تلفات زيادى وارد نياورد چه مجموع اين تلفات از 1500 تجاوز نكرد ليكن در مقابل در روحيّهء ايشان اثرى بسيار بد بخشيد بطوريكه ديگر جمع‌آورى و توليد روح جسارت در آنان ميسر نگرديد و اموريرا كه بيش از همه باعث خرابى كار سپاه ايران در اين تاريخ بود ميتوان بشرح ذيل خلاصه كرد : 1 - بيكفايتى عباس ميرزا در ادارهء لشكر و توحيد فرماندهى و حفظ انتظام اگرچه خود او شخصا مردى رشيد و جدى بود ،
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 794 | عباس إقبال آشتياني / حسن پيرنيا ( مشير الدوله )