بايروان بود محصور نمود . عباس ميرزا حسينخان و برادرش حسنخان را بكمك محصورين قلعه فرستاد و اين دو برادر با وجود كمى سپاه توپراق قلعه را از محاصره نجات دادند و حافظ على پاشا پس از دادن تلفات بسيار شكسته گريخت
پس از شكستهائى كه سرعسكران عثمانى در كردستان و ارمنستان و عراق عرب از ايران خورده بودند دولت مزبور از ايران تقاضاى صلح نمود و معاهدهاى در ارزنة الرّوم بتاريخ ذى القعدهء 1238 بين نمايندگان طرفين بامضا رسيد شامل هفت مادّه و بموجب آن دولت ايران ولاياتى را كه از عثمانى گرفته بود رد كرد و حدود مملكتين همان حدود سابق شد و اولياى دولت عثمانى نيز تعهّد كردند كه بزوّار و حجّاج ايرانى آزار نرسانند و از ايشان و از تجّار ايران غير از حقوق گمركى ديگر چيزى مطالبه ننمايند و طرفين در پايتخت يكديگر سفير و نمايندهاى داشته باشند .
دوره دوّم جنگهاى ايران و روس ( 1241 - 1243 )
معاهدهء گلستان در باب تشخيص خطّ سرحدّى بين ايران و روسيّه مبهم بود به اين معنى كه امضاكنندگان فقط قيد كرده بودند كه هرچه را كه روسها تا تاريخ امضاى معاهده بتصرّف گرفتهاند مالك باشند و اين جمله تكليف بسيارى از اراضى سرحدّى را كه مرتع احشام ايلات اطراف بود واضحا معيّن نكرده بود و بعضى از خوانين محلّ هم براى نفع شخصى در دامن زدن آتش اختلافات بين ايران و روسيّه ميكوشيدند و از اين جمله حسينخان قاجار بيگلربيكى ايروان كه نميخواست بقاياى مالياتى خود را بمأمورين ايران بپردازد و براى آنكه عبّاس ميرزا بدفع او قيام ننمايد مايل بروشن شدن نايرهء جنگ بين ايران و روسيّه و گرفتار شدن وليعهد بود .
در نزديكى ايروان و حدود درياچهء گوگچه قسمتى از اراضى سرحدّى بود