تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 785

مساهمون:

ص٧٨٥
برادرزادهء او كامران ميرزا كه در قندهار امارت ميكرد از اين فرصت استفاده كرده به قصد استيصال فيروز ميرزا و حملهء بخراسان بجانب هرات حركت نموده و آنجا را در محاصره گرفت . فيروز ميرزا كه خود را از همه جانب در خطر ميديد بسردار اردوى فتحعليشاه در خراسان يعنى اسماعيل خان دامغانى پناه برد و حاضر شد كه با اداى 000 ، 50 تومان نقد و خراج ساليانه تحت حمايت ايران بماند و خطبه و سكّه را بنام فتحعليشاه جارى سازد . اسماعيل خان اين شرايط را پذيرفت و بدفع كامران ميرزا رفت . كامران ميرزا بقندهار گريخت و فيروز ميرزا بار ديگر تحت تبعيّت ايران بامارت برقرار گرديد . در سال 1228 يكى از درويشان حدود تركستان شرقى بنام خواجه محمّد كاشغرى كه خود را از شاهزادگان چين ميدانست و مردى رياكار و جاه‌طلب بود و در ممالك چين و هند و مصر بجمع مريد پرداخته و در هر نقطه مدّتى مردم را فريفته و بالاخره مجبور بفرار شده بود در آخر كار بحدود سليمانيّه و شهرزور افتاد و والى سليمانيّه را در رديف مريدان خويش آورد و بشرحيكه بعد خواهيم ديد او را بجنگ با ايران واداشت سپس از آن حدود گريخته باستراباد آمد و جماعتى از تركمانان ساده‌لوح را بدور خود جمع آورد و در مازندران و استراباد فتنه و فساد بزرگى برپا نمود . فتحعليشاه محمّد ولى ميرزا و حاكم مازندران را بدفع تركمانان فرستاد و ايشان آن جماعت را سركوبى نمودند و خواجه محمّد فرار كرد و كمى بعد بقتل رسيد و اين فتنه خوابيد . در سال 1230 اسحق خان قرائى كه در حدود تربت حيدريّه نفوذ بسيار داشت و از رفتار محمّد ولى ميرزا در خراسان راضى نبود از دربار فتحعليشاه تقاضاى عزل او را كرد و خود و پسرانش نسبت بوالى راه بىاعتنائى رفتند . محمّد ولى ميرزا اسحق خان و يكى از پسرانش را در مشهد بانتقام اين حركت كشت و اين عمل مقدّمهء شورش پسران ديگر اسحق خان در تربت گرديد و چون محمّد ولى ميرزا از غلبهء