خود را ببهانهاى كشت سپس در امر سلطنت آغاز سخن كرد و گفت كه من آنچه لازمهء كوشش بود كردم و ايرانرا از چنگ افاغنه و تركان و روسها نجات دادم .
شاه طهماسب و عباس ميرزا پسرش هر دو سلامتند هر كدام را ميخواهيد بسلطنت برداريد ، خيال من اينست كه چندى براى استراحت گوشهگيرى كنم و در خراسان در كنارى بآسودگى بنشينم .
حاضرين كه اصل خيال او را ميدانستند و مقتضاى حال را نيز فهميده بودند گفتند جز خان افشار كسى ديگر لايق اين مقام نيست .
طهماسبقليخان ابتدا استنكاف كرد تا عاقبت حاضر شد كه اگر حضار شرايط او را بپذيرند بقبول اين تكليف رضا دهد .
شرايط پنجگانه طهماسبقليخان چنين بود :
1 - ايرانيان از عقايد گذشتهء خود نسبت باهل سنّت دست بردارند تا اهل سنّت مذهب جعفرى را مانند مذاهب اربعهء تسنّن و خامس آنها بشمارند .
2 - در خانهء كعبه كه اركان اربعهء آن بائمّهء مذاهب اربعهء سنّت تعلّق دارد ايرانيان نيز در يك ركن با ايشان شريك شوند و بآئين جعفرى نماز بگزارند .
3 - هر ساله از طرف ايران امير حاجى تعيين شود كه مانند امراى حاج شام و مصر حجّاج ايرانى را بكعبه ببرند و دولت عثمانى با او نيز مانند امراى حاجّ ديگر معامله نمايد .
4 - اسراى طرفين آزاد شوند و خريد و فروش ايشان موقوف گردد
5 - وكيلى از هريك از دو دولت در پايتخت يكديگر باشند و امور مملكتين را بر وفق مصلحت فيصل دهند .
طهماسبقليخان بعد از آنكه اين شرايط را بتصويب و تصديق نمايندگان بلاد ايران رساند در 24 شوّال 1148 يعنى دوازده روز بنوروز مانده تاج سلطنت بر سر گذاشت و نادر شاه خوانده شد و سلسلهء صفويّه كه در حقيقت در 1145 بخلع طهماسب دوّم منقرض شده بود با عزل شاه عبّاس سوّم بكلّى برافتاد .
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 723
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٧٢٣