تصرّف كرده بودند چهار قلعهء ايروان و گنجه و فارس و تفليس پناهگاه عثمانيها بود و طهماسبقليخان بدون تصرّف آن چهار گوشهء مستحكم نميتوانست لشكريان دشمن را از اين قسمت از ايران براند .
در موقعى كه طهماسبقليخان و سرداران او بمحاصرهء اين چهار قلعه مشغول بودند عبد اللّه پاشا با 000 ، 70 سوار و 000 ، 50 پياده براى تعرّض بسپاه نادر بحدود ايروان آمد و در جلگهء باغاورد يا مرادتپّه با او روبرو شد . طهماسبقليخان در 26 محرّم 1148 در اين محلّ لشكر عثمانى را شكستى عظيم داد و 000 ، 50 تن از ايشان با عبد اللّه پاشا و پاشاى ديار بكر كشته شدند و در نتيجهء اين فتح گنجه و تفليس هر دو تسليم شدند ليكن ايروان و قارص هنوز پايدارى ميكردند .
اولياى عثمانى احمد پاشا والى بغداد را مأمور عقد صلح با طهماسبقليخان كردند و حاضر شدند كه ايروان را هم تسليم كنند به شرط آنكه قارص بتصرّف ايشان بماند . به اين ترتيب در اوايل سال 1148 صلح سابق بين عثمانى و طهماسبقليخان از طرف بابعالى تصويب شد و ولايات غربى و شمال غربى ايران مسترد گرديد .
بعد از ختم اين غائله نادر بسركوبى پادشاه عاصى گرجستان و شورشيان داغستانى و لزكى رفت و پس از آنكه در جميع اين نقاط از طرف خود مأمورينى گذاشت در هشتم رمضان 1148 بساحل ارس آمد و در صحراى موقان اردو زد .
تاجگذارى نادر و انقراض سلسله صفوى
پس از رسيدن به اين محلّ طهماسبقليخان از عموم بلاد ايران اعيان و كدخدايان و قضاة و ريشسفيدان را باردو خواست و مأمورين مخصوصى براى فرستادن اجبارى ايشان روانه داشت و حكم شد كه همه در پانزدهم بهمن در صحراى موقان گرد آيند و منظور او از اين اجتماع بتصويب رساندن سلطنت خود بود .
طهماسبقليخان با سران سپاه خود و جميع افراد اردو و على پاشا مدافع سابق گنجه و ايلچى دولت عثمانى و نمايندگانى كه از بلاد ايران آمده بودند روزى مجلس جشنى فراهم ساخت و ابتدا براى نمودن اقتدار و سياست خود يكى دو تن از اتباع