تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
شده بودند از شاه خواست . شاه ايشانرا بخشود و نادر را طهماسبقلى ( يعنى چاكر طهماسب ) لقب داد . طهماسبقلى خان در 22 محرم سال 1139 پس از آنكه ملك محمود از قبول اطاعت شاه طهماسب سرپيچيد از خبوشان عازم فتح مشهد شد و در دوم صفر آنجا را محاصره نمود . در موقع محاصرهء مشهد فتحعلى خان كه از شوكت روزافزون نادر در وحشت بود و بر جان خود مىترسيد ببهانهء جمع سپاهى از شاه اجازه خواست كه باستراباد برگردد . شاه به اين امر رضا نداد و او و طهماسبقليخان يكى از قاجاريه را كه با فتحعلى خان كينه داشت محرمانه بقتل رئيس ايل قاجاريه واداشتند و فتحعلى خان به اين ترتيب در 14 صفر 1139 بقتل رسيد و طهماسبقلى خان بجاى او سردار كل سپاهيان شاه طهماسب گرديد . محاصرهء مشهد دو ماه و نيم طول كشيد و ملك محمود كه اسلحه و توپخانه‌اى مكمل داشت به خوبى مقاومت ميكرد . عاقبت از سرداران او يك تن در 16 ربيع الثانى 1139 خيانت ورزيد و يكى از دروازه‌هاى شهر را بر روى اردوى شاه طهماسب گشود و جنگ در مشهد بين طرفين درگرفت . چون كار بر ملك محمود سخت شد تاج‌وتخت خود را تسليم شاه طهماسب كرد و در يكى از زواياى آستانه بدرويشى مقيم شد . طهماسبقليخان پس از فتح مشهد براى استمالت شيعيان بزراندود كردن صفه و منارهء آستانهء رضوى و بناى منارهء ديگر قرينهء آن مشغول شد و پسر خود رضا قلى ميرزا را در آنجا گذاشت و خود براى بزنى گرفتن دختر يكى از رؤساى اكراد كه نامزد او بود بخبوشان عازم گرديد اما شاه طهماسب اين دختر را قبلا به عقد خود خواند و در سر راه مقصود طهماسبقليخان ايجاد مانع كرد . اين قضيه بين شاه و سردار سپاه او توليد نقار نمود و هر دو طرف براى مسابقت در تحصيل دست آن دختر بخبوشان شتافتند و قلعهء آنجا را به علت امتناع اكراد از سپردن دختر خود بشاه و طهماسبقلى خان در محاصره گرفتند . چون تسخير قلعه ميسر نشد