گرديد اما كمى بعد چون نسبت بمخدوم تازهء خود سركشى و استبداد بخرج ميداد از خدمت او بر كنار شد و بتاختوتاز در خراسان پرداخت .
مقارن بروز اين وقايع شاه طهماسب دوم كه در فرحآباد مازندران اقامت داشت يكى از سرداران خود يعنى رضا قليخان را بفتح مشهد و دفع ملك محمود سيستانى فرستاد و او از نادر يارى خواست . اگرچه نادر دعوت او را اجابت نمود ليكن اين دو دوست كه هيچكدام بفتح ديگرى راضى نبودند با هم نساختند و هريك به حساب خود با ملك محمود بجنگ پرداختند . به همين جهت هم هر دو شكست يافتند و ملك محمود حتى بر نيشابور نيز استيلا يافت و خود را پادشاه خواند و بنام خويش سكه زد .
نادر بعد از شكستى كه از دست ملك محمود يافت بتهيهء سپاهى ديگر پرداخت و عاقبت در دو فرسخى مشهد غالب شد و ملك محمود با دادن اسير و كشتهء بسيار گريخت .
بعد از پيچيدن آوازهء اين فتح شاه طهماسب نمايندهاى بخراسان پيش نادر فرستاد و او را به خدمت خود خواند . نادر مقدم سفير پادشاه صفوى را گرامى داشت و با دادن قول خدمتگزارى شاه طهماسب را بآمدن بخراسان دعوت كرد .
شاه طهماسب بمعيت فتحعلى خان قاجار قوانلو سردار سپاه خود از مازندران راه خراسانرا پيش گرفت و چون اتحاد او با نادر فاش شد جمع كثيرى از طوايف و قبايل خراسان هم به يارى شاه طهماسب باردوى نادر ملحق شدند و از اين جماعت بودند عدهاى از كردان خبوشان .
فتحعلى خان قاجار كه شاه را مطيع و تحت الحمايه ايل خود مىخواست از زياد شدن ياران غير قاجار او كه موجب تحت الشعاع شدن قاجاريه بودند برآشفت و درصدد پريشان كردن جمعيت اكراد خبوشانى افتاد و چون يكى از رؤساى ايشان را ببهانهاى گردن زد كردان شوريدند و بين اكراد و قاجاريه جنگ درگرفت و اتباع فتحعلى خان بسيارى از كردانرا كشتند . اين طايفه هم ناچار بنادر توسل جستند و نادر هم واسطهء صلح گشته عفو اكراد را كه باغواى فتحعلى خان متمرد شناخته
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 711
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٧١١