يا در راه تلف شدند يا بدست مردم بقتل رسيدند . از لار اشرف برادر خود را با جواهر و نفايس غارتى باستمداد پيش عثمانيها فرستاد و خود بتحكيم قلعهء لار مشغول شد . ليكن مردم بر برادر او دست يافته بقتلش رساندند و خود او نيز چون از حركت طهماسبقلى و كاسته شدن عدد همراهان خويش اطّلاع يافت پس از نه روز اقامت در لار عازم قندهار گرديد امّا در بلوچستان بدست يكى از خانوادههاى بلوچ مقتول شد و قاتل سر اشرف را با قطعه الماس گرانبهائى كه در بازو داشت باصفهان پيش شاه طهماسب فرستاد و شاه الماس را بقاصد بخشيد و خلعت شايانى نيز براى خود او فرستاد و به اين ترتيب فتنهء افاغنهء غلجائى بكلّى از ايران دفع گرديد .
دفع روس و عثمانى
قبل از آنكه طهماسبقلى خان بدفع افاغنه مبادرت ورزد از روسيّه واگذارى ولايات ساحلى بحر خزر را كه اين دولت بشرحيكه گذشت تصرّف كرده بود خواستار شد . دولت روسيّه هم در اين ايّام بعلّت تلفاتى كه از بدى آب و هواى سواحل بحر خزر بسپاهيان روسى وارد آمده و شمارهء آن در طى دوازده سال تصرّف از 130000 تا 200000 رسيده بود خود بتخليهء اين ايالات ميل داشت ولى چون نميخواست كه عثمانى آن نواحى را متصرّف شود بشاه طهماسب پيغام داد كه بگرفتن آنها اقدام نمايد .
در سال 1145 نمايندگان ايران و روسيّه در رشت معاهدهاى بستند و روسها بموجب آن تمام اراضى ايران را كه در جنوب شهر ساليان و نهر كورا بود فورا بايران برگرداندند ولى تخليهء دربند و باكو را موكول بوقتى كردند كه ايران ايروان و قفقازيّه را از عثمانى پس بگيرد و راه استيلاى ايشان را بسواحل بحر خزر ببندد اين دو ولايت هم در سال 1147 پس از آنكه طهماسبقليخان شماخى و داغستان را فتح نمود در نتيجهء معاهدهء ديگرى بايران پس داده شد .
امّا راجع بعثمانيها طهماسبقليخان بعد از اطمينان از بابت قلع مادّهء افاغنهء غلجائى از راه كوهگيلويه برامهرمز آمد و در اينجا حسنعلى بيك معيّر الممالك از جانب شاه طهماسب بپاداش فتح شيراز تاجى جواهر نشان جهت او و سيصد دست خلعت