تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨
شمال و مغرب ايران را ميان خود تقسيم كردند و قرار گذاشتند كه ايالات ساحلى بحر خزر سهم روسيه و آذربايجان و كرمانشاهان و همدان از آن عثمانى باشد و در نتيجهء اين تقسيم عثمانىها بمحاصرهء تبريز پرداختند ولى اهالى آنجا مردانه جنگيدند و تركان از عهدهء تصرف آنجا برنيامدند .

جنگ اشرف با دولت عثمانى

اگرچه دولت عثمانى بموجب عهدنامهء با پطر مالك گرجستان و ايالات غربى ايران شده بود ليكن تصرف اين نقاط بايد به لشكركشى صورت بگيرد و اين كار به علت مخالفت سرحدداران و مردم ايران و وجود اشرف امرى آسان نبود بخصوص كه اشرف مانند سلطان عثمانى از مذهب تسنن پيروى داشت و اقدام سلطان عثمانى را در اتحاد با يك پادشاه عيسوى بر ضد سردارى سنى كه دشمنان اين فرقه يعنى شيعه را برانداخته در چشم رعاياى سلطان حركتى زشت جلوه ميداد و با اين ترتيب پيشرفت كار سلطان مشكل بود . سلطان براى برهم زدن نقشه اشرف از علماى رعيت خود چند فتوى داير بر اينكه با وجود او پيشوا و پادشاهى ديگر در بلاد اسلام حق ادعاى امامت و سلطنت ندارد گرفت و به اين استظهار بايران حمله آورد و تا نزديك اصفهان عساكر او جلو رفتند اما در جنگ با اشرف بيشتر سپاه عثمانى از محاربهء با سنىمذهبان افغان ابا كردند و سپاهيان ترك منهزم شدند . اشرف در سال 1139 با سلطان صلح نمود و با وجود فتحى كه نصيب او شده بود از جميع ولايات ايران غربى چشم پوشيد و سلطان عثمانى را بر خود امير المؤمنين شناخت و به همان قناعت كرد كه سلطان اشرف را پادشاه ايران بشناسد . اما شاه طهماسب دوم پس از جلوس بجاى پدر خود و جمع سپاهيانى در قفقازيه ابتدا بطهران آمد و در آنجا رئيس ايل قاجار قوانلو يعنى فتحعليخان را از استراباد به يارى خود خواست و چون شنيد كه اشرف بمحاصرهء طهران مىآيد از اين شهر بمازندران رفت و پس از پيوستن باردوى او شاه رئيس قاجاريه را بعنوان نيابت سلطنت و امير الامرائى اختيار نمود و به سمت مشهد و به قصد تسخير خراسان عازم آن سرزمين