2 - و 3 - سلطان خليل و يعقوب بيك ( 882 - 896 )
پس از فوت امير حسن بيك پسرش سلطان خليل بر جاى او نشست و او برادر خود يعقوب بيك را بامارت ديار بكر منصوب نمود . پس از ششماه و نيم يعقوب بيك بر برادر كه مردى عيّاش و بىكفايت بود شوريد و در جنگى كه در نزديكى خوى اتّفاق افتاد بتاريخ چهاردهم ربيع الاخر 883 بقتل رسيد و يعقوب پادشاه شد .
يعقوب بيك مدّت دوازده سال و دو ماه پادشاه بود و در اين مدّت بيشتر عمر او بخوشگذرانى و معاشرت با اهل ادب و شعر گذشت . واقعهء عمدهء سلطنت وى لشكركشى اوست بمدد فرّخ يسار امير شروان در 893 و يارى به او در مقابل سلطان حيدر صفوى پدر شاه اسمعيل . در اين واقعه چنان كه خواهيم ديد سلطان حيدر بقتل رسيد و پسران او بدست يعقوب در قلعهء اصطخر فارس محبوس شدند .
سلطان حيدر هم پسر خال تنى يعقوب بيك بود و هم شوهر خواهر پدرى او .
امراى ديگر آققويونلو
بعد از فوت يعقوب بيك در 11 صفر 896 پسر ده سالهاش بايسنقر بسعى صوفى خليل موصلو از امراى متنفّذ آققويونلو بامارت نشست . امراى ديگر با اين ترتيب مخالفت كردند و برادر يعقوب مسيح را سلطان خواندند . در جنگى كه بين طرفين درگرفت مسيح و جمعى ديگر از شاهزادگان آققويونلو بقتل آمدند فقط بر رستم نوادهء امير حسن رحم آوردند و او را بقلعهاى بزندان فرستادند . صوفى خليل در آخر سال 896 در جنگ با يكى از امراى مخالف كشته گشت و بايسنقر گرفتار