در قراباغ ارّان دست داد و دو دشمن بزرگ را به سهولت از ميان برداشت شوكت بسيار و اعتبارى شايان پيدا كرد و با محو اين دو خصم تمام عراق عرب و عجم و فارس و كرمان تا سواحل خليج ضميمهء دولت آققويونلو شد و ابو النّصر حسن بيك بتشكيل مملكت بسيار وسيعى كه از حدود آناطولى تا عمان كشيده بود موفّق گرديد .
حسن روابط ما بين امير حسن بيك و سلطان محمّد ثانى چندان مدّتى دوام نكرد چه از طرفى امير حسن خيال كشيدن انتقام ضربهاى بود كه در فتح طرابوزان از طرف سلطان بحيثيّت او وارد آمده بود و از طرفى ديگر امراى عيسوى مغرب مخصوصا دولت ونيز كه بعلّت تجاوزات سلطان محمّد بجزاير متعلق بمردم آنجا در مديترانهء شرقى از او بيم داشتند پيوسته اوزون حسن را بحملهء بآناطولى برمىانگيختند و پىدرپى بدربار او سفير ميفرستادند و با دادن پول و اسلحه و بستن معاهدات او را به اين كار تحريض مينمودند . به همين نظر اوزون حسن نسبت بسلطان از در بىاعتنائى درآمد و در مراسلاتى كه به او مىنوشت سلطان را بالقابى دون شأن او ياد ميكرد . عاقبت سلطان محمّد در اواخر سال 876 لشكرى گران بآناطولى فرستاد و تركمانان را كه بآناطولى آمده بودند در جنوب قونيه شكست داد چند ماه بعد يعنى در ربيع الاوّل 877 با قريب 000 ، 100 سپاهى تا حدود ارزنجان پيشآمد و در مغرب اين شهر با اردوى اوزون حسن روبرو شد . با اينكه ابتدا فتح با اوزون حسن بود و والى آناطولى و قريب 12000 تن از لشكريان ترك بدست او بقتل رسيدند سلطان محمّد در عين شكست با تدابير نظامى سپاهيان نامنظّم خود را تحت انضباط آورده از نو بلشكريان آققويونلو حمله برد و ايشان را به سختى منهزم كرد و يكى از پسران حسن بيك در جنگ كشته شد و او بتبريز گريخت و ديگر تا آخر عمر با اينكه از خيال لشكركشى بآناطولى منصرف نشده بود اقدامى در اين باب نكرد .
آخرين واقعهء عمدهء سلطنت امير حسن بيك لشكركشى اوست در سال 881 بتفليس و فتح آن شهر و گرفتن اسرا و غنايم بسيار چون از اين كار فارغ شد و بتبريز برگشت در آخر رمضان 882 در آنجا وفات يافت .
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 657
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٦٥٧