پسنديده داشتن 6 ر
پسنديده و سمرگشته 191 پ
پشت بر آسايش و راحت كردن 209 ر
پشت بر آفتاب بسيار كنند 130 پ
پشت پاى زدن 113 پ
پشت شكستن 50 پ
پشه چون بر روى نشيند دست بر آن رسد ، و اگر بر قفا نشيند خويش را صفع واجب شناسد 132 پ
پلاس سياه با شستن سفيد نگردد 31 پ
پلاس سياه بر شقهء چهره دوختن 36 ر
پلك سوخته گشتن 203 ر
پلنگ بچه نهند كه مار افعى چون طوق در گردنش نبود 103 پ
پلنگ هيبت از نخوت او سگ كهدانى است 226 پ
پناه و ملاذ آمدن 227 پ
پنبه از گوش برگرفتن 177 ر
پنج ستاره سياره را رجوع باشد و خورشيد و ماه را نباشد 220 پ
پنجهء حرصوآز بريده باد كه روى مردم مىخراشد 178 پ
پنجهء دست او چون چنار تهى بود 130 پ
پندارى چون شترمرغ آتش مىخورد 193 پ
پنداشت كه به سبب غلطهء او آسمان پارهپاره شود 175 ر
پنداشت كه كردرانى ماه كردن بوى آرد 188 ر
پنداشتى بر منارى هزار گز است در زير آن مردم را موروملخ شكل مىديد 90 ر
پوست سگ دباغت نپذيرد 8 ر
پوست كشيدن 53 پ
پوستين دريدن 161 ر
پوستيندوز دهخدا 47 پ
پوشش ابر بر آفتاب عيب نباشد 43 ر
پولاد آب دادن 61 پ
پول بقاى او گسسته شد 205 ر
پولى از آن سوى 212 ر
پولى كه تاجدار و پاسبان بر آن گذرد 35 پ
پهلو تهى كردن 31 ر
پى كاروان آخرت برگرفتن 225 پ
پى كور كردن 177 ر
پياده فرزين آمدن 30 ر
پياز را به لباس زياد عزتى نباشد 38 پ
پياز گنديده دفع شر سموم كند 149 پ
پيالهء طرب بر دست داشتن 123 ر
پيامى كه استماع آن استمناع بود 162 ر
پيچ زلف عروسان زمان 140 پ
پير زشت توانگر و مرد مفلس را ازهم نشكيبند 34 پ
پيرزن را چون مقنعه از بيفتد و اقرع را كلاه محابا نكند 81 پ
پيرزنى كه بر خلاف عادت حائض باشد هرگز او را طهرى نباشد 40 پ
پير ظالم دوزخىتر از جوان باشد 149 پ
پيرى اصحاب حديث بود كه در آن
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٣٣٤