ذكر وقايع سنهء هشتصد و سى و نه از هجرت [ موافق سال هشتصد و بيست و نهم « 1 » از رحلت خير البشر ] « 2 »
در اين سال فرماندهء اكثر ربع مسكون در قراباغ اران قشلاق فرمود و ايلچى به سلطان مراد ، حاكم روم فرستاد كه امير اسكندر به جوانب مملكت مزاحمت مىرساند و گريخته به آن حدود مىآيد . اگر ممكن باشد او را گرفته به درگاه فرستند .
و از خوارزم خبر رسيد كه ابو الخير اغلان از دشت به خوارزم آمده و اميرزاده ابراهيم فرار نمود و اوزبكان خوارزم را زير و زبر كرده عود نمودند . و چون خاطر از مهمات آذربايجان جمع شد و اسكندر بىنام و نشان شد ، آن حضرت مجموع حكام و سرداران شروان و گرجستان و اطراف و نواحى را كه به ملازمت آمده بودند به عنايات سرافراز نموده رخصت معاودت نمود و پانزدهم شعبان به صوب اوجان كوچ فرمود . و خواجه غياث الدين سيدى احمد شيرازى در اين يورش فوت شد و حكومت آذربايجان به امير جهانشاه بن قرايوسف قرار داده شد و او و جمعى از نوكرانش به تشريف خاص فاخره و اسب و زين و كلاه و چهارقب « 3 » طلادوز مقرر شد .
و قيصر روم در اين سال لشكر به ولايت ارنوت فرستاد و مظفر و منصور با غنيمت بسيار بازآمد .
هامش
( 1 ) . ق : وقايع سنهء هشتصد و چهل و نه از رحلت ، موافق سنهء هشتصد و سى و نه از هجرت .
( 2 ) . م ، ش : بياض .
( 3 ) . چهارقب : ظاهرا چهار قاب بايد باشد كه مرحوم دهخدا آن را لغت محلّى شوشترى دانسته و نوشته است « چهار كام است كه اسب راهوار باشد و از آن تندتر چهارقاب است . »