كمال امنيت بود و كس بر ظلم قدرت نداشت . و قزلباشان كه بر ظلم حريصاند ، از بيم سياست او از رعيت تحمّل صدگونه خوارى مىكردند . و امراى قزلباش را مجال آن نبود كه با يكديگر در خلوت نشسته مشورت كنند . تا آنكه بعد از سه چهار ماه شاه اسماعيل در مقام آن شد كه جسد پدر خود را به مشهد مقدس فرستد . مرتضى قلى سلطان برناك تركمان را حكومت مشهد نامزد كرد . و جسد شاه طهماسب را از جايى كه دفن كرده بودند ، بيرون آورده به نفس خود نعش شاه را برداشته به اتفاق امرا به مزار شاهزاده حسين [ در ] قزوين آوردند .
و به وقت تربيتاش ميان مرتضى قلى خان برناك و سولاغ حسين تكلو « 1 » كه به حكم شاه اسماعيل به ترتيب صفوف قيام مىنمود ، نزاع شده ، از طرفين لشكرها با شمشيرهاى كشيده در ميان مجلس درآمدند . و شاه اسماعيل ناچار سوار شده هرطرف يك كس را به تير زد . و آن فتنه فرونشست . اما به وقت تير انداختن به واسطهء جلوى اسب ، تاج شاه اسماعيل از سر بر خاك افتاد . و اين معنى را مجموع خلايق به فال بد گرفتند . و شاه نيز به غايت در پيچ و تاب شده از مرتضى قلى خان آزرده خاطر شد و رخصت او به مشهد مقدس در عهدهء تعويق افتاد . و تا آخر ايام شاه اسماعيل ، تابوت شاه طهماسب در شاهزاده حسين افتاده بود . « 2 »
و به وقتى كه شاه اسماعيل در قلعهء قهقهه محبوس بود ، خان احمد ، حاكم گيلان را نيز به حكم شاه چندگاه در آن قلعه مقيّد داشتند . شاه اسماعيل به او وعده كرده بود كه اگر به سلطنت عراق برسد ، ديگرباره او را به گيلان فرستد .
و همچنين شاهرخ خان ذو القدر كه به دوستى او به حكم شاه [ 734 الف ] طهماسب در قلعه محبوس بود ، اميد خلاصى ، بلكه توقع امارت و حكومت داشت . و روزى نبود كه شاه اسماعيل بر زبان نياورد كه خان احمد و شاهرخ خان را مىبايد طلبيد . اما تا آخر سلطنت خود ايشان را از آن قلعه بيرون نياورد . و همچنين مادرش را كه بعد از حبس او به جهت بىاعتمادى شاه طهماسب ترك اسباب در داده در آستانه ستى فاطمه قم به زيارت و عبادت مىگذرانيد ، به قزوين نطلبيد . و با آنكه چهار پنج روز راه بيش نيست . و آن بيچاره كه بيست و دو سال انتظار خلاصى او كشيده بود ، در قم چشم به راه مىبود تا آنكه خبر فوتش شنيد .
مجملا توفيق هيچ عمل خيرى نيافت . و چون مدتى از سلطنتش گذشت و از دوست و دشمن برحذر شد ، قتل برادران و خويشان را با خود مخمر گردانيد . بهانه طلب گشت . تا آنكه
هامش
( 1 ) . ق : سلار حسين تكلو ؛ م : ييلاق . . . اصلاح از روضة الصفويّه ( ص 521 ) .
( 2 ) . در پاييز سال بعد حاكم جديد الانتصاب هرات ، عليقلى خان شاملو ، مأموريت يافت به خراسان برود و تابوت شاه متوفى را تا مشهد مشايعت كند . تدفين قطعى در اين هنگام انجام پذيرفت . - جلال الدين محمد يزدى ، تاريخ عباسى ، ص 36 .