تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5896

مساهمون:

ص٥٨٩٦
راقم حروف به حكم پدر خود به تفحّص احوال رعايا به آن موضع رفت . قريب به هزار و دويست كس كه نام ايشان تحقيق شد ، هلاك شده بودند و جمعى كه نام و نشانى نداشتند [ 726 ب ] از اندازه بيرون بود . و به جاى خانه‌هاى آن موضع تل‌هاى خاك به نظر درآمد . و در اين سال قلعهء بلنكان « 1 » كه در تصرف كردان بود به سعى ييلاق حسين تكلو به تصرف الوس قزلباش درآمد . و امير خان موصلو ، حاكم همدان به واسطهء خبط دماغ با رعاياى آن ملك بدسلوكى آغاز كرد . و بدين جهت حكومت آن ملك به پولاد خليفه تعلق گرفت . او نيز به واسطهء بدمعاشى تغيير يافته ييلاق حسين تكلو ، حاكم همدان شد . و محمد بيگ ، ولد مير جعفر ساوجى در اين سال به وزارت اصفهان رفت . و در اكثر ممالك ماوراء النهر و تركستان عبد اللّه خان به حكومت مشغول بود . و عبد الكريم خان در كاشغر به ضبط ممالك موروث [ ى ] اقدام مىنمود . و سلطان مراد به جاى پدر « 2 » به استقلال تمام فرمانده روم و اكثر فرنگستان بود . و آنچه در سواد اعظم هندوستان در اين سال سانح شد اين است كه چون امرا داوود افغان را در پتنه محاصره نمودند و اين خبر به موقف عرض رسيد و به تحقيق پيوست كه بىآنكه رايات نصرت آيات متوجه آن صوب شود فتح قلعه ممكن نيست ، آن حضرت در بيست و نهم ماه صفر نهصد و هشتاد و دويم « 3 » عازم آن ولايت شد . و اردوى بزرگ حسب الحكم به راه خشكى متوجه جونپور شده و آن حضرت با شاهزادگان و جمعى از امرا و نزديكان از راه دريا روان شد و در نواحى آگره به كشتى درآمده و قريب به هزار كشتى و ده هزار كشتيبان در اين يورش مهيا شده بود . و در اكثر كشتىها منازل دلگشا ترتيب يافته بود . و پوش‌هاى سقلاط « 4 » فرنگى رنگارنگ سامان كرده بودند . و ساكنان كشتى به فراغتى كه هرگز در منازل ميسر نيست قطع طريق مىنمودند ؛ چه ، در آب روان دغدغهء غرق نيست مگر آنكه كشتى به حسب اتفاق به كشتى ديگر برسد . و جميع ما يحتاج سفر در كشتىها مهيا و آماده بود . و اسب بسيار نيز به كشتى درآورده بودند . و به وقت نزول ، هرزمين كه پسنديدهء خاطر يورتچيان مىافتاد ، از هردو طرف آب محل نزول مىشد . و كشتىها را به كنار آورده بازمىداشتند . و جميع مردم شب به فراغت گذرانيده روز ديگر به كشتى درمىآمدند . و آن حضرت اكثر اوقات از كشتى بيرون آمده بر اسب سوار مىشد و به نشاط شكار
هامش
( 1 ) . م : تلنكان . ( 2 ) . ق : پدران . ( 3 ) . م : سنهء اثنى و ثمانين و تسعمائه . ( 4 ) . ظ : پوشش‌هاى سقرلاط بايد باشد .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5896 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى