تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5897

مساهمون:

ص٥٨٩٧
مشغولى مىفرمود . و چون موسم طغيان آب بود ، كشتى بسيار به يك بار روان مىشد و بعضى از كشتىها شكسته شد . اما مجموع مردم به سلامت خلاص شدند . و از جملهء كشتىها كشتى نقاره‌خانه غرق شد . اما نقاره‌ها و كوركه‌ها بالتمام به سلامت بيرون آمدند . و بعضى مردم دست در نقاره‌ها كه بر روى آب مىرفت زده ، به سلامت خلاص شدند . و در محاذى قلعهء جبار بعضى از كشتىها به گردابى حايل رسيد و به توفيق اللّه به سلامت بيرون رفت . و خطّهء بنارس محل نزول جلال گشت . و شير بيگ تواجى از اين منزل نزد منعم خان خانخانان رفت كه خبر وصول رايات نصرت آيات به لشكريان رساند . و در نواحى سنه‌پور افواج كه از راه خشكى روانه شده بودند به موكب عالى ملحق گشتند . و مقرّر شد كه شاهزاده‌هاى كامگار و حضرات عاليات به جونپور روند . و آن حضرت نيز تا رسيدن خبر از منعم خان در جونپور توقف نمايد . و به اين عزيمت كوچ كرده شد . و در يحيىپور از توابع جونپور عرضه داشت منعم خان رسيد . چون معروض داشته بود كه « هرچند رايات جلال به تعجيل نهضت نمايد به صلاح دولت اقرب است » آن حضرت شاهزاده‌ها را به جونپور فرستاده عازم پتنه شد . و در اين روز خبر فتح بكّر رسيد . و تفصيل اين سخن آنكه سلطان محمود بكّرى چون كما ينبغى اطاعت نمىكرد ، محبعلى خان پسر مير خليفه حسب الحكم به ولايت بكر رفت و بجز قلعه اكثر آن ملك را به تصرف درآورد و سلطان محمود را مجال نمىداد كه سر از قلعه بيرون كند . و سلطان محمود مضطرب شده عرضه داشت نمود كه « قلعهء بكر را بجز محبعلى خان به هركه حكم شود ، مىسپارم . » و گيسو خان به اين خدمت معين شد . اما قبل از رسيدن گيسو خان ، سلطان محمود به اجل طبيعى درگذشت و گيسو خان بىمانعى به قلعه درآمده جميع اموال و اسباب سلطان محمود را به ضبط درآورد . و اين خبر را آن حضرت شگون گرفته به جانب پتنه روان شد . و بعد از اين هرجا كه كشتىها نزول مىكرد اردوى بزرگ از راه خشكى به همان موضع مىآمد . و در مقر كوچك‌پور فيلان بالتمام از آب گنگ عبور كردند . و در اين اوقات آن حضرت در شكارگاه ، يوزى به قصد آهويى بگذشت و به زبان الهام بيان گذرانيد كه « اگر اين آهو گرفتار مىشود افغانان اسير خواهند شد . » آهو به دست يوز درآمده [ 727 الف ] نيم‌جانى به هزار تلاش بيرون برد . و آن حضرت يوزى ديگر بگذاشت و آن آهو طعمهء يوز دوم شده ، آن حضرت فرمود كه « داوود در اين مرتبه خواهد گريخت و بار ديگر گرفتار خواهد شد . » و همچنان شد . القصّه هشتم ربيع الثانى معبر جوسار ، محل نزول اردوى بزرگ شد و عرضه داشت خانخانان رسيد كه يكى از سرداران معتبر افغان كه عيسى خان نيازى نام داشت با جمعى كثير