به هيچ مقيد ناشده با شصت هفتاد سوار كه اكثر بىسلاح بودند ، بر دشمن [ ى ] چنين قوى حمله آورد و ظفر يافت .
و شب در ميان جانگريختگان رسيده . و آن حضرت به قصبهء سرنال نزول فرمود و جمعى كه به ايلغار رسيده سعادت نيكوخدمتى دريافته بودند ، به مراحم خسروانه سرافرازو ممتاز شدند . و موكب اقبال شب چهارشنبه هجدهم شعبان در ظاهر بروده به اردوى بزرگ ملحق شد و همگى همت عالى نهمت متوجه تسخير قلعهء سورت گشت كه تمام سپاهيان مخالفان را آنجا نشان مىدادند .
شاهقلى خان و محمد صادق خان به موجب حكم به تعجيل پيشتر روان شدند تا به پاى قلعه رفته نگذارند كه كسى بيرون رود . اما قبل از رسيدن ايشان گلرخ بيگم ، دختر ميرزا كامران كه از ابراهيم حسين ميرزا ، پسرى مظفر نام داشت ، « 1 » با پسر خود و جمعى از مردم معتمد از قلعه بيرون آمده متوجه دكن شد .
و شاهقلى بعد از وصول به پاى قلعه اين خبر شنيده تعاقب نمود . اما چون ايشان دور رفته بودند ، بعد از ( به دست آوردن اسباب گران ايشان معاودت نمود . و رايات عاليات متوجه تسخير قلعهء سورت شد . بعد از آنكه ) « 2 » راجه تودرمل ملاحظهء آن قلعه كرده و حقيقت حال به عرض رسانيده شد . « 3 »
و قلعهء سورت به عهد سلطان محمود گجراتى به جهت دفع فرنگان بر ساحل درياى عمان ساخته شده است . « 4 » و در ارتفاع و استحكام ديوار و حفر خندق چندانكه تصور توان نمود سعى كردهاند . و فرنگان هرچند در مقام منع عمارت آن درآمده ، سودى نديدهاند .
و هفتم شهر رمضان حوالى قلعه مضرب خيام فلك احتشام شد . و در همان شب به پاى قلعه رفته مورچل قسمت فرمودند . و هركس به قدر مرتبهء خود به ترتيب اسباب قلعهگيرى مشغول گشت . و ميرزايان در نواحى پتن يك جا جمع شده قرعهء مشورت در ميان انداختند . رأى همه بر آن قرار گرفت كه ابراهيم حسين ميرزا با برادر كوچك خود ، مسعود حسين ميرزا به ممالك هندوستان رفته به فتنهانگيزى اقدام نمايند . و محمد حسين و شاه ميرزا با شير خان فولادى متفق شده بر سر پتن روند ، شايد كه سكان قلعهء سورت به واسطهء خزاين خللها از محاصره خلاص شوند .
هامش
( 1 ) . منتخب التواريخ : « . . . پسر خود ميرزا مظفر حسين را كه حالا به شرف دامادى شاهنشاهى معزّز شده . . . »
( 2 ) . م : مطلب بين ( ) را ندارد .
( 3 ) . ق : رسانيده بود شد .
( 4 ) . منتخب التواريخ ( ج 2 ، ص 143 ) : « . . . خان وزير گجراتى به رغم فرنگيان به كنار دريا در سنهء 947 بنا كرده . . . »