تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5876

مساهمون:

ص٥٨٧٦
رسيد و شتر و اموال آن جماعت در كوچه‌ها مانع عبور شده بودند . و جمعى به محافظت دروازه نيز مشغولى مىنمودند . ( و مقبول خان يكى از آن جماعت را به قتل آورد . ) « 1 » و سپاه كثير به موجب حكم از تنگىها بيرون آمدند . و مخالف با هزار سوار به اميد آنكه اندك مردم در ركاب ظفر انتساب‌اند ، به جنگ ايستاد . و باباى قاشقال ( با جمعى كه تيرانداز بودند ، بر مخالفان حمله آوردند . و ابراهيم حسين ميرزا بر ايشان حمله آورد . و آن جماعت طاقت ) « 2 » توقف به واسطهء قلّت [ 722 الف ] و كثرت دشمن نياوردند . و برادر راجه بكونداس كه بهونت « 3 » نام داشت ، در اين وقت ميان مخالفان درآمده داستان رستم و اسفنديار را بر طاق نسيان نهاده ، ولى تنها چند كس را از پاى درآورد . و چون جبا نداشت و از اطراف و جوانب مخالفان هجوم آوردند ، زخم بسيار از اسب درافتاد . و به واسطهء كثرت راه و معاودت بابا خان و مردم تيرانداز جمعى كه در پيش آن حضرت بودند ، توقف گونه [ اى ] كردند . و سه سوار از لشكر مخالف دليرانه نزديك آمدند . و راجه بكونداس كه نزديك آن حضرت بود به يكى از ايشان مقابل شد و به واسطهء ممانعت درخت زقوم از دور به يكديگر حمله كردند . و راجه به يمن دولت روزافزون مخالف را زبون و زخمدار ساخت . و ديگرى از مخالفان حمله‌گر شد . و آن حضرت به نفس نفيس از غايت غضب اسب « 4 » بر آن قوم جهانيده بر آن مقهور حمله برد . و او طاقت صدمهء آن حضرت نياورده و با رفيقان روى به گريز نهاد . و جمعى كه در ركاب بودند ، چون ديدند كه آن حضرت اسب از زقوم جهانيده ، از تنگىها بيرون آمده بر مخالفان حمله آوردند . مقبول خان و فرج بخشى پيشتر رسيده متعاقب آن سه كس روان شدند . و ابراهيم حسين ميرزا كه تا آن غايت دست و پاى مىزد ، بعد از ملاحظهء شجاعت بهادران ، دانست كه اين جماعت موفق من عند اللّه‌اند و توقف بجز ندامت سودى ندارد ، روى به گريز آورد و تا به وقت ظلمت ليل بهادران آن جماعت را تعاقب نموده بسيارى از ايشان را به قتل آورد . و آن حضرت بر سر اين فتح نامدار كه طراز فتوحات سلاطين نامدار تواند بود ، مراسم شكرگزارى به تقديم رسانيد . ( و بر ارباب اولو الالباب ) « 5 » مخفى نيست كه هيچ‌يك از سلاطين روى زمين از ابتداى آفرينش با وجود قدرت بر جميع لشكر ، بر امرى چنين اقدام ننموده است ؛ چه ، يك لحظه توقف جهان جهان لشكر در ركاب ظفر انتساب جمع مىشد . و آن حضرت از غايت شجاعت
هامش
( 1 ) . م : ندارد . ( 2 ) . مطلب ميان ( ) را « ق » ندارد . ( 3 ) . م : بهويت . منتخب التواريخ : بهونپت . ( 4 ) . م : از . ( 5 ) . ق : ندارد .