از قرب وصول آن حضرت اطلاع يافته است ، رستم خان [ رومى ] را از ترس آنكه مبادا به ملازمت بندگان حضرت آيد به قتل رسانيده و عزيمت نموده است كه از بيست كروهى اردوى ظفرقرين گذشته به جانب هندوستان روان شود . و اگر تواند در ميان ممالك محروسه فتنه برانگيزاند .
و آن حضرت به مجرد استماع اين خبر خواجه جهان و شجاعت خان و محمد صادق خان و قليچ خان را به ضبط اردو بازداشته به نفس نفيس با جمعى قليل از نزديكان عازم تنبيه ابراهيم حسين ميرزا گشت . و به شهباز خان كنبو بخشى « 1 » حكم شد كه ديروز كه به دفع محمد حسين ميرزا مرخّص شده بودند ، از همان راه به موكب منصور ملحق گردند . و ملك اشرف گجراتى به راهبرى مقرر گشت . و موكب منصور به ايلغار روان گشت .
و آهويى در آن صحرا به نظر درآمد . و صيد آن آهو را آن حضرت شگون دانسته ، يوزى كه همراه بود ، گرفته شد . و تمام شب و روزش به تعجيل رفته به كنار آب جهندرى « 2 » كه در نزديكى قصبهء سرنال مىگذرد ، رسيده شد . و ابراهيم حسين ميرزا در سرنال بود و مجموع مردمى كه در ركاب طفر انتساب بودند ، چهل سوار بودند ، و اكثر جبا نداشتند . لاجرم آنقدر توقف شد كه چند جباكه در جباخانه بود بر امرا تقسيم شد . و باجبا پوشيدن اين جماعت سيد محمود خان بارهه و راجه بكونداس و كورمانسنگ و خان عالم و شاهقلى خان محرم و سليم خان كاكر على و بابا خان قاشقال « 3 » و رايسال درياوى بهوج ولد سورجن ، حاكم زنتنبور و حاجى يوسف خان به ايلغار رسيدند . و مانسنگ زمين بوسيده استدعاى هراولى نمود . و التماس او درجهء قبول يافت . و چند سوار به همراهى او مقرر شد .
و آن حضرت از غايت شجاعت با پنجاه شصت نفر بىتأمّل و تحاشى كنار آب سرنال آمده اسب در آب انداخت . و بعد از عبور ابراهيم حسين ميرزا كه با هزار سوار جرار به وقت نيمروز در آن قصبه فرود آمده بود و به جهت قرب لشكر مستعد بود ، از دور غبار موكب منصور را به نظر درآورد . و از عبور ايشان بىتوقف و درنگ گمان برد كه آن حضرت به ايلغار مىآيد . لا جرم آمادهء جنگ شده سلاح جنگ درپوشيد . و از قصبهء سرنال « 4 » به راه ديگر بيرون رفت . به صفآرايى مشغول شد .
و جمعى كه همراه مانسنگ به هراولى مقرر گشته بودند ، چون از آب بگذشتند ، به ميان كشتىهاى كنار آب درآمدند و به راه ديگر افتادند . و آن حضرت به نزديك دروازهء سرنال
هامش
( 1 ) . م : + گر .
( 2 ) . منتخب التواريخ : مهندرى .
( 3 ) . بابا خان قاشقال : بعد از مجنون خان سرآمد امراى قاشقاليه در عهد عرش آشيانى [ - اكبر شاه ] او بود . - مآثر الامرا ، ج 1 ، ص 391 .
( 4 ) . م : سربال .